کتاب گتسبی بزرگ

اثر اف. اسکات فیتزجرالد از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: مهدی افشار-برترین رمان ها

… لابد احساس می‌کرد که دنیا گرم گذشته را از دست داده و برای دیر زیستن با رویایی یگانه بهای گزافی پرداخته است. ‫
لابید‫ از میان برگ‌هی ترسناک به آسمانی ناآشنا نگاه می‌کرد و به خود می‌لرزید. از این که می‌دید چه چیز بدقواره‌ای است. ‫گلسرخ و چه سرد است آفتاب بر چمن نورسته…

‫«گتسبی بزرگ» در سال ۱۹۲۵ منتشر شد، اما در اواسط دهه ۱۹۳۰‫‫‫‫‫ جلب توجه کرد، و سپس آن را یکی از برترین رمان‌های قرن خواندند، آن هم در سرزمینی که در نیمه اول قرن بیستم بهترین رمان‌ها و بهترین نویسنده‌ها را به جهان عرضه کرده بود. گتسبی بزرگ همتایان چندانی در میان رمان‌های قرن بیستم ندارد.‫


خرید کتاب گتسبی بزرگ
جستجوی کتاب گتسبی بزرگ در گودریدز

معرفی کتاب گتسبی بزرگ از نگاه کاربران
اولین بار که من شروع به خواندن این کرد، حدود 50 صفحه را خواندم و خیلی چیزها را در داستان ندیدم - بنابراین من آن را ترک کردم. من اخیرا تصمیم گرفتم دوباره آن را انتخاب کنم، و این بار من دور شدم! این یک داستان زیبا است که من فکر می کنم عصر جاز را کاملا به تصویر می کشد و شامل برخی از تم های شگفت انگیز مانند عشق، محبوبیت، دوستی و چگونگی یک فرد می تواند شما را برای زندگی تاثیر بگذارد. من آن را دوست داشتم، و من به خصوص دوست داشتم که چگونه فرانک اسکات فیتزجرالد هر جزء با زیبایی را بافت. هیچ پایان شل وجود ندارد و شما نمی توانید کمک کنید اما بعد از خواندن آخرین صفحه، لبخند بزنید. یکی از مواردی که به من بیشترین توجه را به این داستان تحسین کرد، همانطور که در انتهای آن گفته شد. شما می دانید که راوی به چیزهایی که اتفاق می افتد نگاه می کند و شما را به یک احساس تنش می بخشد زیرا شما می دانید چیزی بزرگ و چشمگیر اتفاق می افتد. من همچنین عاشق این داستان با سهم خود از شگفتی ها هستم، و من عاشق آن هستم که احساسات عصر جاز را جذب می کند. حتی اگر در آن زمان زندگی نکردم، من به وضوح از طریق صفحات امروزی آن دوره را احساس کردم. پس از اتمام این کتاب، من بلافاصله به یک کتاب جدید توسط F. Scott Fitzgerald دستور دادم:Tender Is The Night @ - به سادگی که من نیاز بیشتری دارم! من هیجان زده شدم ببینم آیا این یکی به اندازه @ Great Gatsby @ است، چون اگر من این کار را کردم، ممکن است یک نویسنده کلاسیک جدید مورد علاقه من پیدا کرده باشد.

مشاهده لینک اصلی
او می دانست وقتی که این دختر را بوسید و برای همیشه چشم انداز بی نظیر خود را به تنفس فوری اش داد، ذهن او دوباره مانند ذهن خدا خفه نمی شود.\nبرخی از کتابهایی وجود دارد که شما آنها را بررسی نکنید، آنها شما را با افکار منسجم و یا قدرت تجزیه و تحلیل آنچه شما خواندن وجود دارد. همه شما واقعا می توانید در آن لحظه انجام دهید فقط در رختخواب خود را با کتاب در سراسر سینه خود قرار دهید و با افتادن سنگین و شگفت زدن در زیبایی کتاب، اجازه می دهد محبت شستشو بر شما. با این حال، من سعی خواهم کرد بچ بچهایم که باید درباره این کتاب صحبت کنم و شخص مورد علاقه من برای همه بحثها این کتاب را بخواند و من نمیتوانم آن را خراب کنم برای او. بنابراین من سعی می کنم افکار من را به جای بررسی این قطعه شگفت انگیز نوشتن امتحان کنم. آنها می گویند هیچ دو خواننده هرگز چنین کتابی را خوانده اند. و همانطور که کتاب های بیشتری و بیشتر می خوانم و با دیدار و ارتباط بیشتر با خوانندگان بیشتر و بیشتر، می توانم خرد را در این کلمات ببینم. من آنها را کاملا درست می شناسم. Bcz هیچ دو نفر همان چشم انداز، همان ذهن و یا همان آرمان های گذشته و یا همان استمرار احساسات است. بنابراین در حالی که دو نفر ممکن است موافق باشند و بتوانند یکدیگر را درک کنند، آنها واقعا نمی توانند یکدیگر را احساس کنند. صادقانه بگویم، این کتاب را برداشتم از فیلم. من فیلم را خیلی دوست داشتم و نسبت به کاپریو نسبت به کریو محاصره شده ام. بنابراین من آن را با وجود برنامه ریزی در آن و آن را هرگز حتی به دنبال نویسنده یا کتاب خود را برداشت. من پیش از خواندن کتابها، چند بار خواندن خواندن کتابها را انجام دادم، زیرا از زمان تماشای این فیلم، فریاد زدم. من می بینم که برای بسیاری از خوانندگان، این کتاب در مورد Daisy Buchanan، دختر طلایی است. بعضی ها می توانند تا حد ممکن بگویند که دیزی یکی از آن کتاب هاست و او بهترین چیز است. بعضی از آنها به شدت با گاتزبی تماس می گیرند و به خاطر آنچه انجام می دهند، خائن است. برای برخی ممکن است در مورد چیزی یا شخص دیگری باشد. بسیاری ممکن است تصمیم بگیرند که با من و افکار من مخالف باشند و من نمی توانم بگویم که شما اشتباه کرده اید یا از نقطه ضعف برخورد کرده اید، اما آره، شما متشکرم! برای من شخصا، این کتاب در مورد Gatsby شگفت انگیز است! تمام راه را از طریق برای من شخصیت دیگری یک علامت به نام Gatsby انجام داد. زندگی او، جاه طلبی او، آرزوی او، رویای او و عشق او! â € œWho این است که این Gatsby به هر حال؟ می خواهم بدانم او چه کسی است و چه کاری می کند، تام را اصرار کرد. â € œ و من فکر می کنم Iâ € ™ یک نقطه را به پیدا کردن.â € و آن را پیدا کنید شما باید ورزش قدیمی، شما باید. و چگونه آن را به شما نگاه مضحک سپس و چگونه خرده. â € œ باز کردن ویسکی، تام، â € Daisy دستور داد، â € œ و Iâ € ™ خواهید به شما یک قلاب نعناع. پس از آن شما به اندازه خودتان احمق نخواهید شد. \"من نیازی به گفتن این نیست که این بخش بزرگی از نوشتن با پروژهای بسیار شاعرانه است که آن را یک امتیاز برای خواندن آن است. من مطمئن هستم مردان و زنان بسیار واجد شرایط و توانمند در مورد عظمت نوشتن و آنچه که همه آن را نمادین و تمام کمبودهای آن می دانند، به کمال تعمیم داده اند تا توضیح دهند که چرا این کلاسیک است. من لازم نیست که این کار را انجام دهم و بنابراین امتحان نخواهم کرد. من فقط به شخصیتی که این کتاب را مورد علاقه ی فوری قرار داده است صحبت خواهم کرد. گاتسبی !! â € œHe درک فکری لبخند â € \"خیلی بیشتر از درک. این یکی از آن لبخندهای نادر با کیفیت اطمینان ابدی در آن بود، که شما ممکن است در چهار یا پنج بار در زندگی زندگی کنید. آن را با یک لحظه مواجه کردید - و یا به نظر می رسید - دنیای بیرون جهان را به حال خود رها می کرد، و سپس با تعصب غیر قابل تحمیل به نفع شما متمرکز شد. آن را تا حدی که می خواستی درک شود، درک کردی، به تو ایمان آوردی، همانطور که می خواهی به خودت اعتقاد داشته باشی، و به شما اطمینان دادم که این دقیقا برداشتی از توست که شما در نهایت امیدوار بودید. »جی گتسبی! مردی که دختر طلایی را دوست داشت، دیزی! \"او به او نگاه کرد به طوری که هر دختر جوان می خواهد به آن نگاه شود.\" مردی که چیزی برای دادن به دختر طلایی نداشت. مردی که به جنگ رفت و برگشت، او را از دست داد. مردی که همه چیز را برای دیزی ساخته بود، امیدوار بود روزی او را ملاقات کند. و او را ندیده بود ... «وقتی دیزی را نگاه نکردم، فکر می کردم او همه چیز را در خانه اش بر اساس اندازه گیری پاسخ که از چشمان دوست داشتنی اش گرفته بود، ارزش گذاری کرد. گاهی اوقات، او نیز به طرز شگفت انگیزی از اموالش نگاه کرد، همانطور که در حضور واقعی و عجیب و غریب او هیچ کدام از اینها واقعی نبودند. هنگامی که او تقریبا سرازیری از پرواز پله ها می کرد. او دوباره با دختر طلایی خود ملاقات می کرد و همه چیز را که می خواست، برای بازگشت به شیوه ای که آنها داشتند، بود. همه او می خواهد با کسی که دوست دارد و برای او تلاش کرده است، کسی که با کسی دیگر ازدواج کرده است. â € œI نمی خواهم بیش از حد از او درخواست، â € من جرات کرد. â € œYou canâ € ™ T تکرار گذشته. â € اما هنگامی که عشق توجه به صدای دلیل؟ هنگامی که عشق بیش از حد خوش بینانه نیست؟ â € œCanâ € ™ تکرار گذشته؟ â € Gatsby گریه غرقه. â € œWhy البته شما می توانید! â €\nاما آیا چیزهایی که برای عزیزان و کسانی که با تمام وجودشان دوست بوده اند، بسیار آسان بوده است؟ نه. اینطور نیست که جهان کار کند. جهان که گتسبی در آن بود، با قوانین بازی نکرد. افرادی که با آن برخورد کرده اند، با وجود پول و عمارت بزرگ و نام های معروف آنها بسیار محترم نیستند. اینها ...

مشاهده لینک اصلی
من فقط در مورد این موضوع مخالفم. سپس گمان می کنم دلیلی وجود داشته باشد که چرا این کتاب برای 20-30 سال اول پس از اولین بار منتشر شد و محبوب نبود. شخصا برای من مهم نیست که این موضوع به عنوان یک رمان مهم @ رمان ادبی باشد، چرا که من دوست دارم این نتایج را برای خودم بجای رفتن به توده ها صرف کنم چون توده های آن هستند. من این کتاب را خیلی خسته کننده و خسته کننده میدانم. خوشبختانه روزی یک بار خوانده شد. من مایلم فیتز جرالد دیگری را بخوانم امیدوارم که نظرات مختلفی داشته باشم. به هر حال، توضیح آثار هنری روی جلد کتاب (که من در اینترنت پیدا کردم) پیدا کردم که بسیار جالب تر از کتاب است.

مشاهده لینک اصلی
در نهایت، در دهه ی 30 میلادی، گتسبی بزرگ را به یاد من گذاشت تا کمی از چند بار یادآوری کند که من با ستارگان مشهور فیلم یا مشاهیر مشهور آشنا شدم. â € ~No هیچ، او عالی بود، â € ™ شما مردم را پس از آن اطمینان. و سپس، در لحن مبهم: â € ~I donâ € ™ t knowâ € | این خیلی بیشتر از آنچه Iâ € ™ D تصور ... € â € œNo دریافت اشتباه من، من آن را دوست داشتم â € \"من فقط نمی تونم بفهمم که چرا بسیاری از مردم آن را در نظر می گیرند (در کلمات جان کریس) \"رمان آمریکایی عالی\". من فکر می کنم بخشی از این مسئله این است که من در مورد نویسندگان با اشاره به محدودیت های آشکار و اشکالات رویای آمریکایی، حتی اگر بیشتر نمونه هایی را که می توانم فکر کنم، احتمالا فیتزجرالد را کپی می کنند، زمانی که آنها آن را انجام دادند. هرچند که آن را بلند کنید و آنچه را که خواندن آن را لذت بخوانید، سبک فریبنده فستیجالدز است که به برخی ویژگی های بسیار حساس اجازه می دهد و همچنین تمایل به فلاش زیبایی از خستگی مفرط را دارد. چیزهایی شبیه به این است که نیکز در طول یک مهمانی از پنجره تماشا می کند: با این حال در بالای شهر خط خطی زرد ما باید سهم خود را از محرمانه بودن انسانی به مرورگر معمولی در خیابان های تاریک کمک کند. از صفحه اول، هنگامی که نیک به شما می گوید که \"من به غم های مخفی وحشی، ناشناخته menâ € ™ - نوع عبارت است که باعث می شود من دست های خود را با این که من می خواهم لذت بردن از چه چیزی می آیند . این جو فریبنده و ماندانا نیمه مستی - یک حس «جادوگر شهری بزرگ» - همه جا در رمان است، و در حقیقت همانطور که من این پاراگراف را می نویسم، احساسات بیشتری از این که آمریکایی ها این فضا، به طور دقیق به موسیقی جاز متصل شده است، که به همین ترتیب جزئیات اصلی در اینجا است. (در تمام این آمریکایی های گمشده گمشده، آن را بسیار به یاد من در جاده، و نه Nick Carraway فقط دقیقا چه Sal Salad، خواهد بود، ده سال قدیمی تر با همه به رسمیت شناختن شناخت از زمان های مختلف درگیر است.) با وجود این bluesy ماندنی، نوشتن هرگز شل نیست، و گاهی اوقات فیتزجرالد شما را با عباراتی از کارآیی کنترل شده شگفت زده می کند: هر جمعه پنج عدد پرتقال و لیمو در نیویورک از یک میوه تازه به دست می آید - هر دوشنبه همان پرتقال و لیمو همانند پرتقال و لیمو هرمی از نیمه های بیضوی. این تقریبا تقریبا Chandleresque است. برای مثال، همه این توصیفهای شسته و رفته و مودبانه، راهی برای ساختن خصوصیات هستند. به عنوان مثال، خود گتسبی به عنوان کسی که \"ستاره\" را به \"مادری گاه به گاه\" اختصاص داده است، به خوبی تعریف شده است و نتیجه آن است که همه افراد کتاب به نظر می رسد لایه بندی شده و قابل اعتماد است. به طور خاص دیزی به طور واقعی منحصر به فرد بود - او به من یادآوری بسیاری از دخترانی که در بسیاری از احزاب تعقیب می کردند، احساس می کنم شما واقعا آنها را نمی شناسید، آنها یک بار مورد علاقه و تحریک می شوند - FitzG قطعه آن را درخشان \"این چیزها من را تحریک می کنند\"، او زمزمه کرد. â € ~ اگر شما می خواهید به من ببوسید هر زمان در طول شب، نیک، فقط اجازه دهید من می دانم و خوشحالم که آن را برای شما ترتیب. فقط نام من را ذکر کن یا یک کارت سبز ارائه کنید. جیمی گاتز، فقیر قدیمی به اندازه کافی، به منزله کسی بود که من کمتر علاقه مند بودم. من خیلی شلوغ با شگفتی فریبنده در بقیه بازیگران بودم. به ویژه راوی، نیک، که بیش از یک بار به ما می گوید، شاید نه بیش از حد مشتاقانه، چه شخص صادقانه ای دارد. درست قبل از پاراگرافهای بسیار زیبای بسته، او در اردوی کوچک خود با اردن قرار دارد: \"من سی و هفت ساله،\" گفتم. â € ~ پنج سال بیش از حد قدیمی به دروغ به خودم و آن را صداقت. \"اما این خود دروغ دیگری است -\" نوعی که به خودتان بگویید هنگامی که شما سی ساله است.

مشاهده لینک اصلی
من تو را دیدم فیلم باز لورمان را در سال 2013 آمد و در آن مرا تحت تاثیر قرار زیادی (جنبه های بصری بسیاری از گناه بود)، آن را به طور خودکار در یکی از فیلم های مورد علاقه من شد و از آن پس من را دیده اند چند بار بیشتر است. ریشه آن لحظه تصمیم گرفتم به خواندن کتاب، اما همیشه به من فقط تنبل چون من می دانستم چه اتفاقی خواهد افتاد و حافظه من از فیلم های اخیر بود. اما من در نهایت در یک یورش چند روز پیش تصمیم گرفت و در حالی که این درست است که از نظر استدلال بدیهی است موجب تعجب من نشد، بله آن را در مردم narración.Mucha من بدترین با این کتاب قرار داده بود:en خیلی آهسته، نیمه راه را شروع نکنید، با راه نوشتن نوشته شده توسط نویسنده نویسنده سنگین ... @ و برای من از آن مخالف بوده است: نور، ظریف، و hypnotizing از صفحه اول، فوق العاده خوب نوشته شده است (بهترین از نظر level've ادبی خوانده شده) ... ¡Y که همه و دانستن چگونه این تاریخ مورد بسیار کتاب مطلع در این راه حتی دانستن پایان و همه چیز است که اتفاق برای من، من DOA ± ضد ضربه، DOA ± ضد صبر و DOA ± یک I نگاه داستان-که-me- هنوز هستم شگفت زده کرد، بله بدین معنی mucho.No © و یا چگونه به توصیف احساسات رنج می برد با خواندن @The گتسبی بزرگ است. این یک مخلوطی از ویرانی و تنهایی بی رحمانه در جامعه ای که به خوبی ممکن است در حال حاضر، تقریبا یک صد سال ± OS پس از © است: دست و دل باز، مجازات و به اشتباهات، همه جلو، همه چیز را یک حزب صحنه و لباس می افتد. این حداکثر به عنوان مثال از این واقعیت که توسط مردم احاطه شده است به این معنا نیست که شما احساس تنهایی نیست، که انسان پر از بدبختی است و که بیشتر از بلایای ما، همه ما به ما به دنبال، حتی ناخواسته یا ناخواسته، شاید حتی برای عشق داستان دوست داشتنی، شرح پر جنب و جوش و همه چیز را در این کتاب است به POA © تیکو در غم و اندوه و دل تنگی خود است، اما در هیچ زمانی نوشتن سنگین و پر اب و تاب تر به نظر می رسید. این همه عالی است فیتزجرالد موفق شده است تا من را به نیویورک برای 20 سال ± سیستم عامل همراه با توصیف، podÃa همه چیز را ببینید و علاوه بر این من از اقامت من یادآوری وجود دارد. صرفه جویی در فواصل موقت، نیویورک باقی می ماند که مخلوط به عنوان خالص از همه چیز خوب و بد همه چیز، ویرانی و امید، نما و شفافیت. در شهرستان نویسندهThe دیده می شود از پل Queensboro است که همیشه شهرستان دیده می شود برای اولین بار، باکره در اولین وعده خود را از همه چیز جهان مرموز و فوق العاده @ گوید. و من، من نیویورک با چشم خودم برای اولین بار از زمان که پل در یک شب اواخر اکتبر، من می توانم بیشتر آن موافق نیست. نیویورک هر بار که من ves.En پایان، آن را می رود بدون اینکه که کتاب مرا دوست داشته است و بهترین من در این سال ± درجه خوانده ام است متولد میشود. و در مورد این فیلم، من می خواهم به او را، شاید این بعد از ظهر، اما من فکر نمی کنم آنها می شود برای من REA ± کتاب و فیلم رفته، هر دو سازگار است و من ممکن است هر دو. هر یک جذابیت خاص خود را دارد. سلام، کارول رودریگز

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گتسبی بزرگ


 کتاب منم کلودیوس
 کتاب فارنهایت 451
 کتاب گور به گور
 کتاب مرگ به سراغ اسقف اعظم می آید
 کتاب زیر کوه آتشفشان
 کتاب باری دیگر برایدزهد