کتاب ناطور دشت

اثر جی. دی. سلینجر از انتشارات جامی - مترجم: متین کریمی-برترین رمان ها

هولدن کالفیلد، قهرمان رمان ناتور دشت، بیگانه‌ای است از جنس بیگانگان جهان، جوانی جسور و جستجوگر که حدیث جستجو و جستجوگر را به تصویر می‌کشد. هولدن که به تعبیر خالقش، از جهان «عوضی» جهانی به وسعت زمین، گریزان است و به جهان «قشنگ» جهانی محدود با مردمانی به ناگزیر قربانی، تعلق دارد، همراه با همراهان انگشت‌شمارش در پی مفهوم زندگی، سرگردانی را مکرر می‌کند و از یاسی به یاسی دیگر فرو می‌آید. جی دی سلینجر که هر یک از آثارش حادثه‌ای در ادبیات خوانده می‌شود، از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر آمریکاست. شهرت‌گریز است. کم سخن می‌گوید. بسیار می‌نویسد و به ندرت منتشر می‌کند؛


خرید کتاب ناطور دشت
جستجوی کتاب ناطور دشت در گودریدز

معرفی کتاب ناطور دشت از نگاه کاربران
هالد عزیز، بسیاری از دوستان GR که تفکر و هوشم به من احترام می گذارند، به نظر می رسند که شما چیزی عمیق می گویید. بنابراین، من به شما دو ستاره داده ام بر این فرض که شما واقعا هستید. به نظر من، فقط به نظر می رسد که شما ناله می کنید. واقعا، Nandakishore.PS: این خوب است که شما فقط یک شخصیت داستانی است. در غیر این صورت، من احتمالا شما را ردیابی کرده ام و به شما یک ضربه شلاق زده در صورت که شما قطعا نیاز است.

مشاهده لینک اصلی
من خیلی خوشحال شدم که خیلی بیشتر از این فکر کردم که می خواهم!

مشاهده لینک اصلی
_ چیدمان در Rye_Its دو ساعت در صبح و من ماند تا این کتاب را تمام کند. این کتاب به معنای خیلی بیشتر از این بود که من فکر میکردم این کتاب این است که من آن را شروع کردم فکر میکردم خنده دار است و خنده دار بود و من آن را گریه کردم. و این کتاب هایی هستند که عالی و ویژه هستند و نزدیک قلب و روح و کل شما هستند و شما می دانید که آنها کتاب های عالی هستند، شما آن را می دانید. چی من گریه کردم چون از عظمت چیزی که خواندم. بعضی از SPOILERS ها وجود دارد، بنابراین اگر بخواهید SPOILERS را متوقف کنید، اینجا را متوقف کنید. متاسفم. ایوان خواندن بررسی های بسیاری از همه شما بچه ها و چگونه می توانید ببینید که چه Salinger انجام شده است؟ این چیزی است که بیشتر به نظر می رسد، خیلی بیشتر است. همه شما می گویید که هولدن یک متکبر است و چگونه او مراقبت نمی کند و چقدر از شخصیت نامطلوب او است. آیا می دانید آنچه را می بینم؟ کودکم را در درد می بینم او بسیار درد دارد، او صدمه دیده است. عمیقا شما به صورت تصادفی نمی خواهید گریه کنید مگر اینکه دائما رنج می برید. و او رنج می برد و او در مورد همه چیز و هر کس انکار می کند. او مهربان دوست داشتن یک دوست دوران کودکی است و نمی تواند از دست دادن یک عضو خانواده برآید. او احساس تنهایی می کند مهم نیست که چند نفر در اطراف او هستند و یا با او، احساس تنهایی و تنهایی می کند و هیچکس نمی تواند او را تحمل کند. او باید مورد نیاز باشد و این در کتاب به شدت اشاره دارد. چطور میتونم اینو ببینم؟ او افسرده است و بارها در کتاب به چندین بار از حملات هراس اشاره کرده است. او تحریک کننده و آشفته است، اما او شخص بدی نیست. من با آنچه در اینجا نوشتم ایستاده ام. او نوعی روح دارد همه او تا به حال مورد نیاز بود آغوش و کسی که دست خود را نگه دارد. او نیاز به کسی دارد که او را دوست داشته باشد و آنجا باشد. او مورد احترام قرار گرفت. در حالی که خواندن این مطلب را فهمیدم که هولدن فرصتی داشت، وقتی که هیچ کس تماشا نمی کرد، درست انجام داد. اما او مانند یک فرزند رفتار کرد، زیرا او تمایل به نشان دادن هفته و درد به جهان و مهمتر از همه خود به خود نداشت. او نمیخواهد هرکدام از اینها را بپذیرد، بنابراین او سعی داشت، با همه چیز با تلاش خود برای جلوگیری از همه چیز، به شیوه ای مقابله کند. او بی حس شد و تلخ شد. اما احساسات بعضی وقت ها می آیند، شما نمی توانید از آنها مخفی شوید و نمی توانید از آنها اجتناب کنید. و من او را با خواهر کوچکم دیدم و فکر کردم، آن فردی که او را دوست دارد و این شخص او را دوست دارد. @ و آن زمان که او شروع به از دست دادن مبارزه کرد، آن زمان خواهر کوچکش او را تحریک کرد. او او را نجات داد. و من آن را دیدم که در آن لحظه خوشحال شدم و در آن لحظه گریه می کردم. خواهر کوچک او او را نجات داد، unintentionally cz او خیلی جوان بود برای درک چگونگی و چرا، اما او او را نجات داد. این نوعی احساس عجیب و غریب است، به طوری که من درک این کتاب بسیار متفاوت از آنچه من در بررسی پس از اتمام آن و ممکن است آن را بخوانید bcz من در شناخت هیچ چیز غرق شد. من نمی توانم به آن کمک کنم، من این بچه را دوست دارم، واقعا می خواهم. P.S. هولدن، مرد، فکر می کنم می توانیم دوستان خوبی باشیم.

مشاهده لینک اصلی
این یک کتاب کاملا لذت بخش بود. اگر شخصیت های تلخ و شیرین را با ترکیبی از خودخواهی و تردید دوست داشته باشید، هولدن کولفیلد را دوست دارید تا آنجا که من انجام دادم. من مطمئن نیستم که همه این سوال در مورد این کتاب است؛ بعضی از مردم آن را دوست دارند، در حالی که دیگران آن را دوست دارند. به نظر می رسید که در وسط قرار دارد. گاهی اوقات واقعا خندیدم، و دیگران به شدت از صدمه ای که هولدن از آن می گذشت ناراحت بود (و این که سلینجر اسکیت بیش از آن است که خود را ناراحت می کند). به یک داستان جالب از سن و خواندن آن به عنوان کسی که کمی بزرگتر از شخصیت اصلی، من توانستم آن را بیشتر به عنوان یک هیپربول و طنز از نوجوان دراماتیک و تلخ آمریکایی بخوانم. در این رمان چند لحظه بسیار واقعی وجود داشت که کاملا لذت بردم. خوشحالم که می گویم ایوان سرانجام آن را خواند.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست دارم من واقعا انجام می دهم. سال ها بعد از اولین بار آن را خواندید، یک نسخه را خریداری کرده ام و این کتاب تا به حال از قفسه من نشسته است. این پوشش قرمز گاهی اوقات چشم انداز و اسباب بازی Id را با ایده بازنگری داستان هولدنز گرفتار کرد. اما ایوان ترسید اگر هولدن نمی ایستاد تا پایه ای که او در حافظه اش اشغال کند چه؟ اگر جی.دی. سلینجر همانطور که من یک بار به یاد داشته باشم، چه چیزی از نویسندگی شگفت انگیز است؟ هنگامی که او درگذشت، می دانستم که وقت آن است که این موضع را روی قفسه کتاب مورد علاقه توجیه کنم. یک هفته و نیم به من رسید که این کتاب را بخواند چون می خواستم آن را تحسین کنم. یک قاتل داستان قدرتمند (اگر فقط یک حادثه یاد بگیرد که چگونه چند پاراگراف را هر چند وقت یک بار بشکنیم). هولدن را دوست یا نفرت، هولدن را می گیرید آن لحظه که او گلوله برف را نگه داشت و در خیابان برفی زیر نگاه کرد، قادر به پرتاب گلوله برفی نبود زیرا آن را خیلی زیبا نگاه کرد، نمونه ای شگفت انگیز از نشان دادن شخصیت هولدنز و ناامنی او در مورد خودش در جهان بود، لبخند. خیلی از شخصیت پرطرفدار او، انتخاب کلمه، اغراق و راه JD Salinger آن را با چنین قدرت و استعاره می نویسد، من را به لبخند زد (به رغم استفاده از کلمات کلیدی که به من رحم می کند)، من یک ضعف برای پسر خوب دارم شخصیت های اصلی دخترها فریاد می زنند و آزار دهنده هستند، اما پسران آن را بطری می کنند تا شما می خواهید از آنها محافظت کنید. من این صحنه را پیدا کردم که هولدن با هم اتاقی خود مبارزه می کند و می گوید که او با یک دختر که خیلی قدرتمند بود دوست داشت. شما می توانید نفس نفس خود را از هولدن احساس کنید و بدانید دقیقا چه چیزی را می دانید با وجود آنچه که می گوید. سالینگر به خاطر تمام عصبانیتش به اندازه کافی از اختلالات احساسی و نشان دادن قلب خوبی که برای او احساس می کنید، حتی اگر می خواهید او را تکان دهید، به اندازه کافی به ما می دهد. برخورد با مرگ برادرانش و ناامنی او در مورد زندگی کردن با خانواده اش، افتادن از هم جدا، اما حتی کسانی که می بینند که او نیاز ندارد، این است که بیگانگی و بی تفاوتی خود را حفظ می کند. من نمی توانم کمک کنم، اما فکر می کنم او می خواست از بچه ها محافظت کند زیرا او به کسی احتیاج داشت که از او حفاظت می کرد. این یک کودک است، تمام شخصیت او پر از عجیب و غریب است. او به چوچوله خود را در چاودا نیاز دارد، ایستاده در لبه این صخره به مطمئن شوید که او نمی افتد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ناطور دشت


 کتاب مزرعه ی حیوانات
 کتاب پرواز بر فراز آشیانه فاخته
 کتاب ناطور دشت
 کتاب نوسترومو
 کتاب دلبند
 کتاب مرد زنجبیلی