معرفی کتاب لطیف است شب

اثر اف. اسکات فیتزجرالد از انتشارات میلکان - مترجم: اکرم پدرام نیا-برترین رمان ها

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 22 آبان 1396
دیک دایور، روانپزشک موفقی است که تعطیلاتش را با همسرش نیکول در ساحل ریوریرای فرانسه می‌گذراند و به خاطر داشتن شخصیتی گیرا، استوار و فرهیخته دوستان زیادی را به سوی خود جذب می‌کند. اما دیری نمی‌پاید که بودن با نیکول روان‌پریش و نیز ورود هنرپیشه جوانی به نام رزماری به دنیای او، مسیر زندگی‌اش برای همیشه عوض می‌شود... اسکات فیتز جرالد در این اثر از نویسنده‌های کلاسیک زمانش چند گامی پیش‌تر می‌رود و شخصیت‌های زن داستانش را از دنیای صرف همسر و مادر بودن بیرون می‌کشد و توانمند به جامعه می‌آورد. او همچنین جنگ، حس جنگ‌جویی، زندگی اشراف و هنرپیشه‌های هالیوود را با دقت نقد می‌کند و آشفتگی درونی زندگی ثروتمندهای آمریکایی را که پس از جنگ جهانی اول، برای سودجویی و تفریح به اروپای ویرانه می‌آیند، آشکار می‌سازد. این رمان یکی از سی رمان برتر دنیا در قرن بیستم است و ارنست همینگوی بارها «لطیف است شب» را بهترین اثر دوست صمیمی‌اش، اسکات، خوانده است


خرید اینترنتی کتاب لطیف است شب
معرفی کتاب لطیف است شب
جستجوی کتاب لطیف است شب در گودریدز

معرفی کتاب لطیف است شب از نگاه کاربران
â € œDick cercò به استراحت: مبارزه به زودی در خانه آغاز شود و ممکن است به تماشای طولانی با مهار € ™ ثانیه جهان lei.â € آن چند بار گفته شده است - و برخی در تمام زبان ها نوشته شده است - که € ™ ثانیه عشق این باید ادغام بین دو نفر باشد، یک همبستگی فیزیکی، روانی و معنوی که باعث می شود دو موجود بودن تنها باشد. â € œTender شب است 'می آید به ما بگویید چه اتفاقی می افتد زمانی که این هدف به دست آمده است، و نتیجه گیری که آنها رسم نیست، حتی خوشحال نیست. من تراژیک را نمی گویم، زیرا در زندگی روزمره فاجعه ای بسیار کمی وجود دارد که در بهترین حالت ما به عنوان یک تراژدی غم انگیز می شناسیم. نتيجه گيري که باعث تلخ تر شدن دهان مي شود و احساس ناراحتي فراواني دارد و آگاهي متفاوتي نيز دارد. من هرگز نفهمیدم که دوستش دارم، بنابراین برایم سخت است که در مورد یک کتاب مانند این صحبت کنم و آن را در تمام ظرافتهای آن احساس کنم. و اگر ملاحظاتی که من به نظر می رسد به نظر می رسد تا حدودی غریب و کمی عجیب و غریب، من عذرخواهی می کنم. â € œTender nightâ € یک رمان است که مجموعه ای از سطوح خواندن را توسعه می دهد. ما می توانیم آن را به عنوان UNA تحلیل اجتماعی € ™ و یک دوره تاریخی خاص مواد به عنوان خوانده شده، € ™ ثانیه بررسی انتقادی از یک شرکت از گردشگران بی خیال و سواحل و پول صرف شده با بی هوشی، شب معطر و فلوت شامپاین، همه در یک هود جریمه پیچیده و مبارزه، اسرار و عادت. ما می توانیم آن را به عنوان داستان از عروسی پایان خوش. ما می توانیم آن را به عنوان پایان ازدواج - اتحاد دو ارواح به یک - و تجزیه مترقی، به عنوان یک تفنگ به سمت فردیت تجدید نظر بخوانیم. ما می توانیم آن را به عنوان یک وجدان، رهایی از زن، بخوانیم. ما می توانیم آن را به عنوان داستان روح خریداری شده و منحرف کنیم. اما اگر ما نمیتوانیم این سطوح را با هم بخوانیم، ما یک طرح کامل نخواهیم داشت، ما نمی توانیم آن را تعریف کنیم. و، در واقع، \"Tenera\" شب است که از هر تلاشی برای تعریف کردن دور است. سطح است که بیشتر توجه مرا جلب کرد این است که از رابطه بین دیک و نیکول، زن و شوهر، او بهتر از متوسط ​​روانپزشک استخراج، بیمار بیمار غنی خود از اسکیزوفرنی، در حال حاضر به یک زندگی â € œnormaleâ € بازگشت. ما به دنبال گام داستان خود را به گام، با یک امر مناقصه عشق با یک کلینیک سوئیس â € \"و € ™ ثانیه عشق وعاشقی € ™ ثانیه یک چیزی که واقعا مناقصه این رمان ما â € وعده است\" یک زندگی دوگانه از فراز و نشیب، بزرگ امواج ضربه ای و اثرات ناگهانی تا پایان نهایی. در اقامت خود با هم، از همان ابتدا، دیک و نیکول مراحل نادرستی را انجام می دهند. مجسمه چینی و سرپرست او هرگز نباید بیش از حد با یکدیگر شاد باشند. و در اینجا دیک نظارت مجسمه خود، مراقبت که هیچ کلاه را از قفسه، و هنگامی که در آن می افتد است همه آماده به آن را انتخاب کنید و انتخاب کنید تا قطعات با € ™ ثانیه حملات همه، با اعتماد به نفس آن است که قادر به آن می چسبد برای همیشه خواهد بود و این که نتیجه نهایی هرگز مورد سوء استفاده قرار نخواهد گرفت. اما حتی خسته بود، در یک نقطه خاص، او آگاه نبود که یک استاد منحرف، این مجسمه را بر روی یک قفسه تمیز قرار داده بود. نیکول vezzosa مجسمه، همه خوشحال به آن محافظت شود و جمع آوری شده توسط دست قوی از دیک است: لباس تا، آمد و رفت، به او اعتماد، اعتماد به او و همیشه خاصی است که آن وجود خواهد داشت به آن را انتخاب کنید. اما این یک مجسمه، برای € ™ ثانیه توجه داشته باشید: می تواند افکار که دیک آشنایی، با نور خود روشن نیست اگر آن را تماشا کند، قادر به مراقبت برای خودش فکر نمی کنم. او گاهی اوقات وانمود می کند که می تواند، اما او تا به حال بیش از حد بسیاری از ترک به تسلیم دوباره نیست. در رابطه بین دیک و نیکول تبادل بسیار کمی وجود دارد به عنوان بین خانه دار و قطعه پرسلن خود وجود دارد. اما دیک و نیکول مردم هستند، و رابطه آنها نمیتواند برای همیشه باقی بماند. و بنابراین برخی از دزدان احساسات دزدکی حرکت کردن و زور را قفل می کنند و دندانه های کوچکی را در حالی که اینجا و جایی می اندازند، تلاش می کنند تا آنها را جدا کنند. دیک نمیتواند بخشی از پرستار را اداره کند و شروع به راه رفتن کند. نیکول، در عین حال، این کار را انجام آن را به صورت یک عروسک، و به دنبال راه خود را، به دنبال افکار و احساساتی که آنها خود هستند و رها است، او شناسایی شده است، بهبود می یابد. بیشتر نیکول بهبود می یابد، بیشتر دیک عمیق تر می شود، و کمتر و کمتر به یکدیگر سوار. هنگامی که آنها از سر بگیرند، آنها دو نفر جداگانه هستند، دو نفر بدون ارتباط. این پایان یک و آغاز دیگری است. بعضی از غم و اندوه در فکر کردن است که عاشق شدن خیلی زیاد است. شما نباید آن را دوست داشته باشید: نیکول فقط باید نیکول و دیک تنها دیک و من فقط خودم هستم. هر تلاشی برای همپوش شدن، از دست رفتن و فساد است. و غم و اندوه است شاید در این که € ™ ثانیه عشق به ما وعده داده UNA شناسایی € ™ به طور نامحدود، ما را هل می دهد رنج می برند رنج دلا € ™ دیگر، به عشق آنچه او را دوست دارد، و در نهایت به ما آن را به همه شوخی: اما چه کار میکنی؟ آیا به ما اعتقاد دارید؟ اما نمیدانستم که مال شما را خراب می کند ...

مشاهده لینک اصلی
چگونه فیتز جرالد را مورد بحث قرار دهیم؟ از کجا شروع کنم؟ من بزرگترین گاتزبی را 3 مرتبه در نقاط مختلف زندگی ام گرفتم و هر بار کمتر و کمتر دوست داشتم. حالا، ده سال پس از اولین آشنایی من با فیتز جرالد، یک دوست نزدیک من از من خواسته بود که با خواندنTender Night @ به او فرصتی بدهد. چه می توانم بگویم؟ من واقعا سعی کردم من واقعا دوست داشتم فیتز جرالد را دوست داشته باشم اما نمی توانم. Ive همیشه سبک را بسیار بیشتر از ماده ارزیابی می کند، و اگرچه هیچ کس نمی تواند با نثر حاکمانه بحث کند،Tender Night @ فقط به عنوان اپرا صابون به نظر می رسد. در دفاع از کتاب ها من باید بگویم که من متوقف خواندن سه چهارم راه را از طریق و به عنوان اعتماد به نفس به عنوان من است که داستان در مورد پیچیده تر شدن بود؛ من فقط نمی توانم خواندن ادامه دهم من فیتز جرالدز را دوست دارم و تقاضای داستان سرایی بیشتر به کسانی که علاقه مند به عروسی و تعطیلات خانواده هستند. سعی کردم واقعا سعی کردم من به او 4 شانس جداگانه دادم، اما من فقط توانستم کار خود را معده کنم. نه تنها من او را دوست ندارم، اما کار او را تا حدودی ناراحت می کنم. وقتی قهرمانان مردمی خود را زیر میکروسکوپ قرار داده ام، احساس می کنم که رمان های او نوعی غرور وحشتناکی را ارائه می دهند. فیتزجرالد از جی گاتسبی، به دیک دیوبر و آبه شمالی، مردانی با مشروبات الکلی متوسطه را با چشم انداز تطبیقی ​​از فانتزی های تاریک ترین آنها ابراز کرده است. این ممکن است کشش باشد، اما احساس می کنم که من نمی توانم به سادگی از شخصیت های مردانه محور خود که تمایل به تحسین و تحسین روحانی ترین ناامنی های مردانه را دارند نادیده بگیرم.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** این کتاب به مناسبت کتابفروشی واقعی توصیه شده بود و نمیتوانست منتظر بماند تا آن را بخواند. اول از همه، عنوان خیلی شاعرانه و عاشقانه است که من انتظار داشتم که داستان عاشقانه جذاب باشد. وقتی که من فقط خواندن شروع کردم، احساس راحتی فضای جادویی ساحل را دیدم که دیک برای نخستین بار رزماری را دید. من بیشتر از همه بخشی از کتاب را دوست داشتم، زیرا احساساتم را به من آموختم که اگر چیزی شیرین و عاشقانه بود اتفاق می افتاد. اما انتظارات بزرگ من از بین رفت، زمانی که حقیقت تکان دهنده در مورد اسکیزوفرنی نیکول ها شناخته شد. من نمیتوانم بیان کنم که چرا علت بیماری من را تحت تأثیر قرار داد، من فقط نمیتوانم کلمات پیدا کنم. و برای من، یک سوال هنوز پاسخ داده نشده است - چرا هیچ کس فکر نمی کرد که دومین فردی که نیاز به درمان روانپزشکی داشت پدر Nicoles بود - آقای وارن؟ من واقعا طرح شخصیت Rosemarys را دوست داشتم، او حساسیت جوانان و سادگی کودکانه را تصدیق کرد. حتی نام او منحصر به فرد و شاعرانه به من صدا کرد. و من فقط نمی توانم یک ناوشکن خانوادگی به او بگویم، او بیشتر شبیه یک قربانی بی گناه من بود، که مادران خود را تصدیق می کرد و پیش می رفت. او دختر معشوقه مادرش بود، در حالیکه معروفتر به نامDaddy Girl @. و به نوعی، او دختر @ Daddys بود به دیک، زیرا او یک مرد بالغ بود و وقتی که او ابتدا می خواست او را به او بیاورد، باکره بی گناه بود. Daddys Girl @ استعاره مرکزی در رمان است و می توانم بگویم که آن را نسبت به نیکول، که توسط پدر خود مورد تجاوز قرار گرفته بود زمانی که او حدود یازده ساله، تجاوز شد، نیکول از اسکیزوفرنی رنج می برد و دیک درمان او بود - او دوست داشتنی شوهر و مراقب دکتر در همان زمان. در ابتدای رمان او در میان دوستان خود محبوب بود و پر از جاه طلبی ها و امیدها بود. او نیکول را به خود اختصاص داد، هرچند او می دانست که حملات او حتی اگر نادر باشند. امروزه اسکیزوفرنی نمی تواند درمان شود، اما نیکول توانسته است از آن بهبود یابد و فهمید که او باید مستقل شود و بدون دیک به پیش برود. او در حالی که با تامی باربن بود، توانست او را تحمل کند و او را تنها بگذارد. اما چگونه می دانیم که Dicks آن را نمی داند که او باید از نهایت آزاد شود؟ او اجازه داد او را با راحتی بگذراند، اما او هرگز نتوانست از رزماری بهبود پیدا کند، اگرچه رابطه او با رزماری بد ستاره بود. من واقعا فکر نمی کنم که دیک دوست Rosemary بود، اما او نفس از جوانان، بی گناه، سادگی و آزادی بود که او به آن نیاز داشت، هر چند، او صادقانه دوستش همسرش را دوست داشت. دیک مجبور شد نیکول را ترک کند؛ زیرا در انتهای رمان او مانند یک فرد مبتلا به بیماری نیکولس بیشتر و بیشتر مشابه بود؛ من به جرات می توانستم باور کنم که او به نوعی اسکیزوفرنی و رویاهایش تبدیل شده است و امیدوار است که بهترین چیز در همه چیز باشد پژمرده. لحظه ای که او بیمار را بوسید و سعی کرد اثبات کند که وی در حسادتش پارانوئید را ثابت کرده بود، به معنای آن بود که به پدر و مادر نیکولز یادآور شدم، زیرا برای من دیکس علاقه ای به موجودات جوان آسیب دیده سالم نبود. در حالی که خواندن من فکر کردم که چرا کتاب تحت عنوانTender شب @ و من حدس می زنم که من موفق به درک آن به طور کامل. من جرأت می کنم که شب نازک، حساس و آسیب پذیر باشد، همانند نیکول. صادقانه، این کتاب باعث نگرانی عمیق من نشد، همانطور که فکر می کردم آن را انجام می دادم. بعضی از لحظات نه تنها ناخوشایند بود، بلکه برای من ترسناک و وحشتناک بود. من سعی کردم کتاب را از ابتدا دوست دارم و در ابتدا موفق شدم آن را انجام دهم. اما با هر فصل، بیشتر و بیشتر دشوار شد. و من نمی توانم بگویم که من هر گونه شخصیت کتاب را تحت تاثیر قرار دادم. بخشی که تامی باربن به دیک گفت که نیکول دوستش نداره و دوستش داره و تامی بهش احترام میذاره @ The Great Gatsby @، که کاملا یکی از کتابهای مورد علاقه من است و همه چیزهایی که از آن می توانم انجام دهم، من خیلی زیاد غافلگیر شدم هر دو رمان بسیار مشترک هستند، هرچند ممکن است به نظر برسد، اما من با گاتزبی خیلی خوشحال شدم و من تا به حال بسیاری از افکار و سوالات بدون پاسخ را داشتم که می توانستم برای ساعتها بحث کنم. اما پس ازTender شب @ من فقط می خواهم به سکوت. و Id می خواهم اعتراف کنم که من به طور کامل نمی دانم دیک و شخصیت او و شاید خوشحالم که این کتاب را وقتی که من older.F. اسکات فیتزجرالد تجربه شخصی خود را با همسرش در رمان تجربه کرد. Zelda Fitzgerald از لحاظ ذهنی بیمار بود و F. Scott طرح شخصیت او را گرفت و نیکول وارن را ایجاد کرد. پس از اتمام این کتاب تصمیم گرفتم اطلاعاتی درمورد همسر نویسندگان پیدا کنم و می توانم بگویم که داستان عاشقانه من بیش از رمان را تحت تاثیر قرار داده است.

مشاهده لینک اصلی
من نمی توانم باور کنم که من این را خوانده ام و حتی برای مدرسه هم نداشتم. اگر چه من به یاد می آورم در JPM Chase در Montvale NJ تدریس می کنم وقتی که من این را خوانده بودم و بعضی از بچه ها مثل @ Yo بود، چرا شما رمان های عاشقانه را خواندید؟ و من مثل آن بودم،Its F. Scott Fitzgerald شما mook @ من این را نگفتم، اما باید داشته باشم خداوند از آن مکان متنفر بود. من تصمیم گرفتم که هرگز بخواهم در پارک شرکتی همیشه کار کنم. البته، اکنون من هیچوقت کار نمی کنم، بنابراین من آرزوهایم را دریافت کردم. کتاب هنوز هم بیدار می شود منظورم این است، نام شخصیت اصلیDick Diver @ ... چه انتخاب تاسف است.

مشاهده لینک اصلی
@ آنها با طرابلس های شکننده ترین ساخته شده اند @ رمان های فیتزجرالد مارپیچی از تخریب هستند. هنگامی که یک شخصیت به قطعه می افتد، ابری از زباله ها پاک می شود که چشم انداز اطراف آن را پوشش می دهد. هرکدام از کتابهای خود را در دست بگیرید، گرد و غبار شخصیت اصلی است. و بنابراین در دردناكTenera شب @ است. رابطه دیک و نیکول شکست نمی خورد. آن را حل می کند و این پودر روح در هوا باقی می ماند. این چیزی است که قلب شما را خرد می کند: خاکستر، یک یادداشت ثابت از آنچه که بود، از آنچه گذشت، اما شما نمی توانید از آن خلاص شوید. نیکول مانند دانه های شن و ماسه به ناقل ترین روح او وارد شده است. از آن نمی توانست خلاص شود مبارزه وحشی برپا شده توسط دو به صدای اتهام متقابل، لبخند طعنه آمیز، خنده هیستریک، به نظر می رسد خالی، آنها را به تکه کاهش می یابد. کنجکاوی دردناک بین عقل و جنون، یک مار دوگانه که رابطه آنها را پوشش می دهد، آنها را خفه می کند. سکه پول بیش از حد دوباره باز می شود. نیکول، زیبا و نافذ غنی است. یک طلسم دوگانه، برای دیک سخت دشوار است، همیشه دور (به عنوان یک پزشک) و زیردستان (استخراج اجتماعی ناامیدکننده پایین تر). با وجود همه، عشق طیفی آنها را درک می کند. زنجیره ای که آنها را به گره نگه می دارد. او آن را نجات داد. او به جرقه های @ سعادت نامطلوب @ داد. تارا شب است LoscuritÃ، که آنها را پوشش می دهد شیرین است. @ ضبط به ما، مایل از شب @. ریت فیتزجرالد برای نه سال، کار بلندپروازانه تر و بالغ تر کار کرده است. غنی در منابع شرح حال، شرایط موضعی ادبیات آن (در حوادث رانندگی، راویان خارجی ساده و بی تکلف، مقایسه بین دوستداران، عاشقانه، نفت خام دیگر)، خود مراجع است که بیش از یک برده ایم-VU متصل به ذهن خواننده را جذب کند. به همین دلیل من Gatsby را ترجیح دادم. انعطاف پذیر تر، کمتر باریک. در اغلب نقاط، اندوه و lestrema زمان شخصیت اتساع dellagonia شما procures ناراحتی خارش است که هل شما به دور از رمان است. با این حال، لحظات مهمی وجود داشت: بلوغ هنری نویسندگی آشکار است، سبک بی نظیر است. فیتزجرالد با شکوه معمولی. Come unindifferenza طور مداوم تغذیه یا از چپ به خود را به یک خلاء تبدیل می شود، به طوری که او آموخته بود به خالی از نیکول، رفتار با او را با نفی و گسست عاطفی. ما در مورد زخم های جراحی، شباهت مبهمی از بیماری پوست صحبت می کنیم، اما در واقع چنین چیزی وجود ندارد. زخم های باز وجود دارد، گاهی اوقات کوچک به عنوان خرج کردن، اما هنوز هم زخم. علائم رنج را می توان با حداکثر از دست دادن یک انگشت یا چشم مقایسه کرد. ما هرگز نمی توانیم آن را از دست بدهیم، حتی برای یک دقیقه، اما اگر اتفاق بیفتد، هیچ چیز دیگری برای انجام آن وجود ندارد

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب لطیف است شب


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات آمریکا - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #داستان درام - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1930 میلادی - #صد رمان برتر مدرن لایبرری - #انتشارات میلکان - #اف. اسکات فیتزجرالد - #اکرم پدرام نیا
#انتشارات میلکان - #اف. اسکات فیتزجرالد - #اکرم پدرام نیا
کتاب های مرتبط با - کتاب لطیف است شب


 کتاب خشم و هیاهو
 کتاب دنیای قشنگ نو
 کتاب خم رودخانه
 کتاب شاهین مالت
 کتاب در راه
 کتاب پل سن لوئیس ری