کتاب جان کلام

اثر گراهام گرین از انتشارات نیلوفر - مترجم: پرتو اشراق-برترین رمان ها

نویسنده در آغاز می‌نویسد: شخصیت‌ها واقعی نیستند. زمینه جغرافیایی داستان از آفریقای غربی، جایی که مدتی اقامت داشتم و تجربه اندوختم، گرفته شده.... شخصیت اصلی داستان، سرگردی است که در اداره پلیس سمت معاونت دارد. او در زندگی شخصی خود دچار مشکل است، و رفتارش سبب شده زنش از دست او خسته و بیزار شود. با این همه، سرگرد به زنش عشق می‌ورزد و نمی‌خواهد او را از دست دهد. ظاهرا سرگرد در مسئله دزدی و رشوه‌ای که در اداره مطرح است، دستی دارد. سرگرد سرانجام غیرمستقیم عامل قتل شناخته شده، جان می‌بازد. جان کلام «گرین» در این داستان به مطامع بشری اشاره دارد که حد و مرزی نمی‌شناسد. انسان آزمند، خودخواه و فزونی‌خواه در هر نظام و قانونی، ای بسا جوهره خود نشان دهد و منشا اتفاقات ناگوار گردد


خرید کتاب جان کلام
جستجوی کتاب جان کلام در گودریدز

معرفی کتاب جان کلام از نگاه کاربران
551. The Heart of The Matter, Graham Greene
عنوان: جان کلام؛ نویسنده: گراهام گرین؛ مترجم: حسین حجازی؛ مشخصات نشر: تهران، بهاران، 1365، در 335 ص
عنوان: جان کلام؛ نویسنده: گراهام گرین؛ مترجم: پرتو اشراق؛ مشخصات نشر: تهران، نیلوفر، 1383، در 328 ص
گل سرسبد رمانهای فلسفی

مشاهده لینک اصلی
من یک تصویر قابل توجه از یک رمان قبلی گراهام گرین را به یاد می آورم، که از پستانداران جدا شده اند تا روی سقف های آهن یک شهر کوچک در یک کشور سوم جهان (مقدمه ای بر \"قدرت و افتخار @\") به سر می برند. هنگامی که در صفحات اول این رمان حاضر شدم یک تصویر مشابه را پیدا کنم، می دانستم که من برای رفتن به یک تروماتیک دیگر از طریق پیچ و خم یک ذهن فاسد انسانی اجازه می دهم، می دانستم که با افسردگی و دوگانگی اخلاقی و با از دست دادن مبارزه می کنم از ایمان است، اما من نیز آگاه بودم که این رمان تا آخرین صفحه من را در آغوش خود نگه می دارد، مثل اجبار به تماشای غم و اندوه و تخریب که توسط یک خرابکاری یا بمب گذاری انتحاری پشت سر گذاشته شده است. او تقریبا غیر قابل تحمل تنهایی را احساس کرد. در هر دو طرف مدرسه، سقف قلع به سمت دریا شیب داشت و آهن ریخته شده بالای سرش به صورت یک گرگ به هم چسبیده بود. یک تصویر آینه تونالیت رمان را در صفحات آخرش تقویت می کند: آنها بوسه نمی کنند؛ برای آن خیلی زود بود، اما آنها در اتاق خالی نشسته بودند، دست ها را نگاه می کردند، گوش دادن به صدف ها که روی سقف آهن می چرخیدند. بین این کتاب های مخرب، مردی به نام اسبابی در عشق خود، در تمامیت خود و در اعتقادات کاتولیک خود، در یک شهر گرمسیری در سواحل سیرالئون، در طوفان بزرگتر جهان که دومین جنگ جهانی بود، از هم پاشید. تنظیم، دوره تاریخی و شخصیت سحر و جادو، من را با ایده نقاشی های مشابه از جمله Major Scobie و Geoffrey Firmin از شاهکار Malcolm Lowrys @ Under the Volcano @ طراحی کرد. هر دو نویسنده، شیاطین های داخلی خود را به منظور ایجاد مهاجران به یاد ماندنی خود می کشیدند، هر دو به موضوع نابودی خود در برابر شکست شخصی نگاه می کنند، با این حال Scobie و Firmin تقریبا هیچ چیز مشترک ندارند، زمانی که آن را به علت ریشه ای از بدبختی خود می رسند. اگر کسی می دانست، او تعجب کرد، حقایق، آیا باید حتی برای سیارات نیز احساس تاسف کنند؟ اگر کسی به آنچه که قلب موضوع را می گویند رسید؟ قلب من برای کنسول، قربانی عظیم عشق و ایمان دروغین به همسالانش، مردی بود که خود را به مرگ نجات می داد تا زندگی بدون عشقت را داشته باشد. هنگامی که نیت های درونی خوب او در اعمال تحسین آمیز بود، مصیبت های Scobies خالی بود. چیزی است که در زنجیره تناوبی خود فاسد شده است، چیزی که او را عمیق تر و عمیق تر به یک عنکبوت دروغ، فریب و خیانت (مشاهده اسپویلر) [به قتل رساندن سرویس دهنده رنگی مورد اعتماد خود (پنهان کردن اسپویلر)] رانده است. نویسنده به ما اسکایبی را در مقدمه خود به ما معرفی می کند، با توجه به توجه خوانندگان به تفاوت بین ترس و تسلیم واقعی، بین یک مسیحی معصوف و مستقل و شخصی که نیاز به احساس برتر یا شگفتی پیچیده دارد زشت و بدبختی. به عنوان مثال، Scobie ممکن است ادعا کند که عفو می کند، اما او مخفیانه مردی را که او را یک بار اشتباه مرتکب کرد، نفرت می کند: از آنجاییکه Fellowes خانه اش را برداشت، Scobie بهترین کار خود را برای دوست داشتن انجام داد - این یکی از قوانینی بود که او تعیین کرد زندگی او، یک بازنده خوب است. من عاشق شکستم: من نمی توانم موفقیت را دوست دارم. اعتراف می کند که یکی از اصلی ترین Scobie در خود توجیه است، دروغ به تصویر قبلی که برای خواننده به عنوان یک شوهر مراقب و متعهد نقاشی کرد: پانزده سال یک چهره، چرت زدن با تجربه، و او همیشه از مسئولیت خود آگاه بود . او راه را هدایت کرده بود: تجربه ای که برای او به ارمغان آورد، تجربه ای بود که توسط خودش انتخاب شده بود. او چهره اش را شکل داده بود. [...] کمتر او نیاز به لوئیس آگاهانه تر از مسئولیت او برای شادی او شد. هنگامی که نام او را فراخواند، گول زد مانند کانوت در برابر یک جزر و مد - غم و اندوه غم و اندوه و ناامیدی او. این مسئله حتی واضح تر می شود زمانی که Scobie چشم های خود را بر روی یک بیوه جوان جنگی که از یک کشتی اژدر در اقیانوس اطلس نجات یافته ذخیره می کند. Scobie در عشق خود با احساسات قدرت، نه با شخص واقعی است. او احساس مسئولیت نسبت به زیبایی و فریبنده و هوشمندانه نداشت. آنها می توانند راه خود را پیدا کنند. این چهره ای بود که هیچ کس نمی توانست از راهش بیرون بیاید، چهره ای که هرگز نگاه پنهانی را، چهره ای که به زودی برای عصبانیت و بی تفاوتی مورد استفاده قرار می گرفت، خواستار وفاداری او شد. واژه تاسف است که به همان اندازه آزادانه به عنوان کلمه عشق مورد استفاده قرار می گیرد: شور و شوق وحشتناک است که تجربه چندانی ندارد. من در ابتدای رمان شاهد همدردی و درک برای Scobie بودم، اثبات استعداد بی قاعده گرین برای گرفتن چشم انداز درونی یک مرد ضعیف که در تلاش برای غلبه بر گناهانش است. حتی برای اوضاع فراتر از کنترل او حتی به او فرصت دادم، مانند از دست دادن ویرانگر تنها دخترش در سن بسیار جوان. اما، مانند کشیش متولد شده از @ Power and Glory @، Scobie دوباره و دوباره گناه می کند و به جای درخواست بازپرداخت و اصلاح راه هایش گم می شود. او ممکن است صادقانه در نماز و رویاهای خود صادق باشد، اما او در عمل خود قطعا گناهکار است. همانطور که هلن در ناامیدی از ناتوانی Scobies به انتخاب بین همسرش و او می گوید ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب دایره را می خواند 35Rating: 4 * از fiveThe ناشر می گوید: شاهزاده گراهام گرینز قلب ماده داستان داستان یک مرد خوب در عشق، فتنه، و بد در شهر ساحلی غرب آفریقا است. Scobie به وظیفه خود به عنوان کمیساریای دستیار پلیس و مسئولیت شدید نسبت به همسرش لوئیس، که برای او با ترس و وحشت مرگبار مواجه است، محکوم است. هنگامی که Scobie در عشق با هلن بیوه جوان می افتد، او احساس شور و شوق حیاتی را به بار می آورد تاسف، یکپارچگی راه را برای فریب و ناخوشایند - یک گردابه به طور مستقیم به قتل منتهی می شود. همانطور که Scobies دچار فروپاشی می شود، بحران شخصی او باعث می شود که یک رمان شگفت انگیز، جذاب و، در نهایت، غم انگیز باشد. ابتدا در سال 1948 منتشر شد، قلب ماده پرتره فراموش نشدنی یک مرد است، اما هنوز ناقص است، قهرمانانه، نابود شده و بازخرید شده توسط درگیری وحشتناکی از شور و هیجان است. نقد و بررسی من: یک کتاب عالی. نکته شگفت انگیزی مثل همیشه، اما بیش از آن که داستان کاملا گام برگرفته شده است (چیزهایی که Greenes همیشه با آن روبرو هستند، مانند Power and Glory) و عمیقا احساسی (چیزهای دیگری که Greenes همیشه با آن روبرو هستند مثل سفر با عمه من) .Green خودمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم. من مظنون هستم، هرچند من هیچ اثری ندارم، او به اندازه کافی از زندگی درونی خود در کتابش ناراحت بود. اعتقادات دینی و روابط کامل او با همسرش ناراحت شده و باید برای مادر خانم گرین خواند. اما تعارض اساسی این کتاب، انسان نسبت به کلیسا است، هیولای غول پیکر قضاوت و نفرت که کاتولیک است. گرینز متواضعانه را برای اصطلاحات و قوانین وحشیانه، قوانین و فلسفه کلی دین در این جا مورد آزمایش قرار می دهد و در نهایت مورد تأیید قرار می گیرد، گرچه قیمت مبارزه و حامیان حفظ شده در متن، مورد نیاز است. و سوال اساسی که نویسنده باید به آن پاسخ دهد،whats در خطر است؟ @ پاسخ شدیدتر و واضح تر به این سوال، بیشتر از تاثیر این داستان قادر به ایجاد است. گرین علاقه مند به داستان او در اینجا می گوید، که فردی در برابر شخصیت او است. او گفت داستان را بازگو می کند. دولت، قدرت استعماری که منافع Scobie / Greene در خدمت است، در متن نشان داده می شود که یک استاد بی نظیر و ناسپاس باشد؛ قوانین دولت با کسرهای قابل ملاحظه ای کمتر از زمانی که سهام به اندازه کافی بالا می روند، شکسته می شوند. این یکپارچه از کلیسای مظلوم است، متقاعد Scobie از @ moral @ شکست شما و رفع @ تجزیه و تحلیل از گناهان خود @، که او در شورش علیه ... و در نهایت این کلیسا است که باعث می شود همه طرفین بیشتر مشکل و درد. گرین همچنان یک کاتولیک معتقد به بیشتر یا کمتر باقی ماند. من این کتاب را خواندم و به همین علت محروم شدم. فضیلت سلسله مراتب برای من خیلی واضح بود، من نمی توانم تصور کنم که چرا کسی آن را بخواند و نه مسیحیت را در نقطه ای قرار ندهد. اما مهم نیست که آیا موضع دین در اینجا به تصویر کشیده شده است یا نه، انکار قدرت تنش بین اقتدار و خود در ایجاد یک داستان جذاب و پرشور. باید بخواند

مشاهده لینک اصلی
چهار ستاره، به دلیل کیفیت نوشتن. اما من با برچسب با آن موافق نیستم، ازreally آن را دوست داشتم. @ چون من این کار را نکردم. من احساس نمی کنم این کتاب را دوست داشته باشم، و من شک دارم که به دلایل بسیاری که من در زیر ذکر خواهم کرد، آن را دوباره بخوانم. اما برای کسانی که فقط خواندن این را به یک نگاه سریع در مورد اینکه آیا آنها باید بخوانند و یا نه: شما باید در کوتاه مدت. ارزش دارد من فقط انتظار نداشتم عشقم رو بگیرم. این کتاب بر روی اسکای بزرگ، یک پلیس در مستعمره بریتانیای غربی آفریقا، جایی که گرین خودش را صرف کرد، تمرکز دارد. مجموعه آن در طول جنگ جهانی دوم، که در خدمت ایجاد خلق و خوی از اعتماد به نفس، شکنندگی و مبهم مبهم است که به تحریک رمان و قهرمان ما. اسکای بزرگ است یک کاتولیک است، و او با یک ترس و وحشت کم عمق، زنانه به نام لوئیس متاهل است. ناراحتی خود را، فاصله خود، زن دیگری، مرد دیگری را وارد کنید و رمان خود را در آنجا داشته باشید. اینها اصول هستند خوب، حالا من می توانم با این حرکت رو به جلو. این کتاب اساسا یک مطالعه شخصیت از عمده Scobie است. و در این کار، آن فوق العاده کامل است، و اطمینان را برای جستجو در هر منطقه از روح خود، چند بار بیش از. ما واقعا می بینیم که مرد مقابل ما برهنه شده است. کدام مناسب است با توجه به این که منظور از مسیحیت است (و چندین بار خود را در آن نقش می کشد). حتی یکی از کشیش ها می گوید: \"هنگامی که مردم به مشکل خود می رسند، نه به من، @ و از این واقعیت که کشیش ها به عنوان پلیس مفید نیستند، می گویند. این یک فکر جالب است، اما در هر صورت. برای من، او تجسم فضایل انتزاعی کاتولیک بود، که در یک مرد قرار داشت و زندگی را به عنوان کلیسای کاتولیک انجام می داد. من فکر کردم برای اولین قسمت رمان، که Scobie خیلی خوب تخریب شده، و احساس گرینس بسیار موثر بود. او نشان می دهد که تفاوت زندگی خود را به عنوان یک مرد زندگی می کند و زندگی خود را به عنوان یک فضیلت انتزاعی زندگی می کند. Scobie با سمت حیوانی انسانها، عشق، خشم، احساسات غلط و نادرستی که در دنیا یافت می شود، یاد گرفته نشده است، اما از داخل در می آید. ما نمی بینیم او هیچ کدام از این احساسات را نشان می دهد. و صادقانه، شما او را دوست ندارید برای آن. او غیر انسانی است که همسرش و هر کس که او را دیوانه می داند رانندگی می کند و صادقانه آن را من را کمی دیوانه کرد. ولی. من آن را به عنوان یک پیام در مورد زندگی در جهان قدردانی کرد، نه زندگی جدا از آن، دست نخورده از آن. انگیزه اصلی Scobies ترس و محبت است، دقیقا همان چیزی است که کاتولیک به شما می گوید. اما به نظر می رسد بسیار دور است، بنابراین استعفا داد، که آن را نسبتا افتضاح است. شما به تسلیم Scobie تا آنجا که شما کاراکترهای به وضوح پایین تر در اطراف او را پایان. یا حداقل، من انجام دادم گراهام گرین فلفل این مطالعه را با مشاهدات بینظیری از بسیاری از مرگ و دلبستگی که ما واقعا برای مردم داریم و آنچه واقعا عشق است، میبینیم. ** هشدار اسپویلر *** که به نیمه دوم رمان متصل میشود، فورا از من خجالت می کشم، و واقعا مطمئن نیستم که با فرض کلی آن موافق باشم. اساسا، گرین Scobie در یک رابطه با یک بیوه کشتی ناپدید شده به نام هلن، که کاملا هیچ کس درگیر شده است. این یک چیز فوقالعاده پیچیده است مانند یک انتظار می رود در اپرا صابون، و Scobie به نظر می رسد که همه برای این نقش اشتباه است. او Scobie را با تاسف از او انگیزه داده است، او را بیان می کند که ضعیف است، زشت است که خواستار وفاداری خود، نه زیبا و هوشمند است. بنابراین این چیزی است که او را به هلن تحمیل می کند. و سپس در بالای آن، او می گوید که او با کمال تاسف است. در ابتدا عشق آن بود (که من معتقد نیستم، چون هرگز آن را نشان نمی دهد، بلکه به قسمت هایی که او را می فهمم چطور عشق است)، و سپس در مورد وظیفه و مسئولیت و خوشبختی است زیرا اگر او سمت چپ، سپس او درد می کند، و او نمی خواهد کسی را به درد بخورد. و سپس همسرش به عقب برمیگردد، و هر کس به او در مورد این موضوع میگوید، و سپس به درد میچرخد. و او نمی تواند هر یک از آنها را ترک کند؛ زیرا به او بیشتر از خدا نیاز دارد. یک نقل قول مستقیم از اوست. کدام است که او را با وجدان گناهکار خود می کوبد و همه چیز را انجام می دهد. و پس از آن او خود را می کشد، زیرا افرادی که دوست می دارند شما را فراموش می کنند دوم شما می میرند و دیگر هیچ کس درد نخواهد داشت و بنابراین برای خود قربانی می کند. من فقط نمیتوانم با تمام فرض و بهانه ای که Scobie برای رفتار او در آنجا انجام می دهد موافقم. من اعتقاد ندارم که او همیشه می دانست که عشق چه بود، من به استدلال او اعتقاد نداشتم چرا که او در همه انگیزه های نجیب به هلن افتاده بود. به عنوان یک کاتولیک و دختر که آن را قبل از خود انجام داده است، من مطمئنا می توانید ببینید که چرا شما را به دلخواه به کسی جذب می شود. چرا شما برای افرادی که به شما نیاز دارند عشق می ورزید. خوب. اما بسیاری از راه های دیگر برای کمک به هلن به غیر از پیچیدن او، آقا وجود دارد. من نمی فهمم که چنین مردی دوردست @ به لطف افتخار @ به دست می آید. من خریدم که او با همسرش از ترس و مسئولیتی باقی می ماند. من همه چیز رو نمی فهمم، بنابراین نمی تونم باور کنم ...

مشاهده لینک اصلی
من دقیقا می دانم که چرا من گرامر گرین را دوست دارم. و این، قلب ماده، یک نمونه درخشان از گرین است. این محصول گرین است که حاوی تمام تم ها و نقاط قوت اوست. نه، من از او مورد علاقه من نیستم؛ اما از Ive تا کنون خوانده شده است، این بهترین نمونه از همه قادر به - این رمان است که توصیه می کنم شما سعی می کنید اگر می خواهید برای پیدا کردن اگر HES برای شما. برای یکی، این مبارزات عشق کلاسیک گرین است: مردان و زنان در آن نیروی غیر قابل مقاومت و غیر قابل کنترل گرفتار شدند. توصیف گرینز از عشق یک عالم معروف نیست؛ بلکه این دقیق است. او مبارزات مربوط به آن را نمایش می دهد؛ او نشان می دهد که این احساس لعنتی نمی کند؛ این چیزی است که می تواند دستکاری شود و آن را به راحتی می توانید از طریق انگشتان دست خود را لغزش. عشق مرکز حوادث زندگی اش است، و گاهی اوقات به آنها امید بخشیدن به قله های باشکوه می دهد؛ اما اغلب آنها آنها را از هم جدا می کنند، به عنوان آنها سعی می کنند کنترل، مقابله و فهمیدن چیزی را که نمی توانند درک کنند. @ به کلمه \"کتاب\" ویلسون دهانش را تکان داد، همانطور که یک لحظه قبل او را دیدم اسکبی با صدای بلند به نام Ticki دیدم و برای اولین بار متوجه شدم که درد در هر رابطه انسانی اجتناب ناپذیر است - درد رنج می برد و درد باعث شد. چطور احمق بود که از تنهایی بترسید.اگر برای اولین بار می توانستم برای اولین بار شادی او را ترتیب بدهم، او فکر کرد، و در شب سردرگم، او را فراموش کرده بود که چه تجربه ای به او آموخته بود - که هیچ انسانی واقعا نمی تواند دیگر را درک کند و هیچکس نمیتواند دیگران را شادی بخشد. @ کاراکترهایی که در رمان گرین به آنها احتیاج دارند - کسانی که مرکز داستانهای او هستند - همیشه پیچیده هستند. آنها بسیاری از طبیعت مخالف در سر و قلب خود را در حال قدم زدن، رقابت، فشار دادن به شکستن. @ heros @ و @ villians @ هرگز رمزگشایی آسان نیست و قابل اطمینان نیستند و شخصیت های دلخواهشان هرگز مردان و زنان کامل نیستند، بلکه واقعی و انسانی هستند. این حماسه های ذهنی و قلب نه تنها با عشق، بلکه اغلب با ایمان، نیز هست. این یک عنصر عمیق تر برای تفکر داخلی شخصیت های خود است و - به عنوان پراکندگی (و یا عدم آن) همیشه یک عامل است - وزن برای اقدامات خود را به ارمغان می آورد. در کنار این، مرگ همیشه یک اندیشه است، همیشه امکان پذیر است؛ همیشه جایی در پشت ذهن است زندگی همیشه در یک رمان گراهام گرین به طور جدی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. به تازگی، رمانهایش بسیار جذاب است. اغلب با یک خط یا دو، او موفق به خلاصه کردن مهم ترین مسائل زندگی می شود، و قطعاتی از عقل را ارائه می دهد که می تواند یک هوا را خفه کند. مورد علاقه من از قلب ماده:Innocence باید مرد جوان اگر آن است که برای نابود کردن ارواح مردان @ Fuckin gravy.

مشاهده لینک اصلی
گراهام گرین، داستان قدرتمندی از اخلاق، یکپارچگی، عشق، خیانت، فتنه، فساد، وقایع در حال تغییر و گناه کاتولیک در زمان جنگ سیرالئون است. این یک کتاب عالی است و تنها دومین گراهام گرین که خوانده ام (برایتون راک دیگر است). قلب ماده یک رمان قدرتمند، تفکر تحریک کننده و عمیق عمیق است که در بسیاری از سطوح مختلف کار می کند. در مرکز آن، داستان Scobie - یک مرد یکپارچگی و صداقت، یک افسر پلیس عمیقا اصولی و یک سری رویدادها همه چیز را تغییر می دهد. من می دانم که یک فیلم سازگار با بازی Trevor Howard وجود دارد که من می خواهم علاقه مند به دیدن - اگر چه به طور کامل انتظار می رود که این ممکن است نسخه معمولی ضد بهداشت هالیوود / بازنویسی که ما همه عادت کرده اید؟ من این کتاب را به هر کسی توصیه می کنم و باعث می شود من فکر می کنم که من واقعا باید بیشتر بخوانید Graham گرین - هر کسی توصیه می کند؟ قلب ماده باید بخواند و قطعا نباید از دست رفته باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جان کلام


 کتاب بهار زندگی دوشیزه جین برودی
 کتاب ناطور دشت
 کتاب زیر کوه آتشفشان
 کتاب در راه
 کتاب مرگ به سراغ اسقف اعظم می آید
 کتاب اوهام