کتاب اولیس جویس

اثر جیمز جویس از انتشارات نیلوفر - مترجم: منوچهر بدیعی-برترین رمان ها

کتاب حاضر ترجمه و تدوین سه کتاب بنام "کتاب بلومزدی نوشته هری بلامایرز، کتاب جیمز جویس نوشته ماتیو هاجارت و کتاب حاشیه بر اولیس نوشته دان گیفورد" می‌باشد

اولیس جویس (عصاره داستانی)/ ترجمه و تدوین منوچهر بدیعی؛ از کتاب های هری بلامایرز ، ماتیو هاجارت و دان گیفورد


خرید کتاب اولیس جویس
جستجوی کتاب اولیس جویس در گودریدز

معرفی کتاب اولیس جویس از نگاه کاربران
کمیته نستعلیق پاستیکه. Clearseeing.Yes من یک شخص وحشتناک است. این کتاب اعتماد به نفس من را تضعیف کرده است. سالی کلهرمان نشست و خواندن یلیسس را به من. اگر کسی به شما می گوید که چطور \"چرت زدن\"، \"آویزان کردن\" و یا \"خلاقانه\" این کتاب فقط با یک چوب به آن ها تزریق می شود، زیرا آنها پونک های احمقانه هستند. خونخوار غیر قابل خواندن جویس به طور طبیعی در فهرست بود. چه اتلاف وقت و تلاش او سزاوار خرید یک پنی برای نوشتن این هیولا ناقص، نادرست و غیرقابل انکار نبود. من تعامل کوتاه خود را با Ulysees یافتم که خیلی خسته کننده بود، به طوری که کاملا گیج کننده بود، بنابراین مغز نابینا (در بدترین حالت ممکن) من مجبور شدم آن را رها کنم. آه خدای من. @ موفق به تلاش برای رسیدن به آن @. منتظر یک آزار و اذیت از منتقدان منتقد و دوستداران جویس هستم. با بازی صدها نفر، اکثریت آنها یک کلمه از دو نفر را می گویند و پس از آن هرگز از بار دیگر شنیده می شود. من می توانم قدردانی کنم که او دارای استعداد بزرگی بود ... اما نمی توانست فکر کند که او این ایده خود را از خنده در هزینه هر کسی که آن را بخواند! خواندن آن مانند شبیه سازی 26 مایل است. با نادیده گرفتن خیلی از منافع خوانندگان عادی. بدتر از برادشاد بازنشسته، بدتر از مرد عنکبوتی Lady Chatterleys، بدتر از لولیتا، بدتر از آثار شیطانی است. شکسپیر شبیه به آن است. آیا این کتابی است که پیش از من می بینم؟ مشکوک به صورت رایگان بدترین کتاب انگلیسی در قرن بیست و یکم. من در مورد آنچه که داستان در مورد آن است، یک سرنخ وجود دارد. من هرگز گروه نیروانا را دوست نداشتم در آزمایش هیچ مشکلی وجود ندارد. این هفته من Ulysses را خواندم. من این را در دو جلسه خواندید. در ادامه، می خواهم بحثی را مطرح کنم که اولیس به طور برجستهای به هنرمند است. پس از حدود 50 صفحه از 769 UlyssesIts ولگار خسته کننده خواندن و هر کس که گفت که این کار بزرگ بود تا سر تا انتهای عقب. جیمیری جویسلیکنز. Jamie Joykees. Jiffy Jenkins. جوکو جممیکینس این قطعا باعث شد که من از کارهایی که توسط مترجمان عهد جدید انجام می شود قدردانی کنم، زیرا نسخه های یونانی بدون حرف بزرگ یا نشانه گذاری نبودند. من نمی توانم کاراکترها را از یکدیگر جدا کنم. اما در حال حاضر خوب، من آن را دریافت می کنم. من اعتقاد ندارم که هیچ استعدادی در این کتاب گم شده است. من فقط دو صفحه اول را خواندم، این به من همه چیزهایی را که من نیاز داشتم در مورد این ناپدید شدن از دست دادن یک کتاب می دانستم. من احساس می کنم که این شایستگی را دارد چند لحظه از درخشش و طنز وجود داشت. و غیره. من فکر می کنم من برای کوهنوردی متولد نشده ام. من واقعا نمیتوانم بررسی کامل کنم جوشی کار بسیار شبیه Wagners است. شگفت انگیز و اساسا غیر قابل خواندن است. فکر میکنم جویس بسیار هوشمندانه بود. من می خواهم آن را ادرار کنم و سپس آن را در شومینه پرتاب کنم. من متاسفم که می گویم که من یکی از آن ها هستم. ... بی وقفه اختراع و هوشمندانه، استفاده از خیره کننده از زبان و عدم تکرار که کاملا باورنکردنی است نمایش داده می شود ... اکنون همه می دانند که اولیس بزرگترین رمان قرن است. @ من چند هفته در زندگی تابستان صرف کردم با دوستان من در خانه آنها در رودخانه دیوانه در وارن، VT. آیا کاملا انتظار چیزی کاملا به خودی خود. من از آن نظر ندارم من معمولا یک خواننده بسیار سریع هستم. من خواندن این را پایان دادم این بخشی از دوره ی دانشگاه بود. من آن را می گیرم این کتاب همیشه در بهترین لیست های جدید است. درباره یلیسس چیست؟ پس از آن احساس کمی عاطفی یا هوشمندانه داشته باشید. من متوجه شدم که بین روایت، افکار و گفتارهای گفتاری شخصیت ها تفاوت دارد. در حقیقت صرفا به معنای جرأت کردن کسی است که او را صدا بزند. این کار انجام شده است. اولین بار در ماه مارس 1918 تا دسامبر 1920 در \"The Little Review\"، یک مجله آمریکایی منتشر شد. Pffft استدلال شده است که آن را شگفت انگیز است. دور ریختنی. از. زمان. â € œTwilightâ € یک کتاب فرهنگ پاپ معروف و بسیار خوانده شده است، که توسط بسیاری از آنها مورد علاقه است. اولیس ممکن است کتاب پرطرفدارترین نوشته شده باشد. بنابراین نه برای من. * آه * (این یک نظر است، که من تحت عنوان آن هستم). شب گذشته یک فصل دیگر خواندم من به اندازه کافی مضر نیستم من ابتدا سعی کردم وقتی 17 ساله بود این مطلب را بخوانم. این کار به فیلم The Odyssey حتی کمتر اهمیت می داد؛ چرا که چرا هنر؟ من آن را دریافت نمی کنم من فکر می کنم تمام جنس و چیز عجیبی که قرار بود به دست آوردن کتاب به طور عمدی ممنوع شود، به این ترتیب مردم بیشتر مایل به خواندن آن B / C آن را به نظر بی کفایت بود. من آنرا خواندم. شوخ طبعی و هوشمندانه آن، معمولا تجربه ای زنده از حتی چیزهای عادی را نشان می دهد. من امیدوار بودم که با فقدان نشانه سازگار باشم. شما می توانید بگویید او دروغ می گوید یا فقط گزیده ای را بخواند، اگر ادعا کند که از آن لذت برده است. این کاملا تلخ است البته، این کتاب کاملا محرمانه است. من احکام و ادبیات بهتر را دیدم. (کسانی که می گویند @ خواندن @ آن دروغ می گویند). اینها باید در یک خط طولانی و طولانی صبر کنند تا قبل از اینکه بتوانم دوباره به آن برگردم. من از نفرت از این کتاب متنفر بودم من امیدوارم که او آن را با ایده «خواندن آن» خواند. @ شما باید جیمز جویس را قبل از اینکه بمیرید بخوانید @ من این کتاب را تمام کرده ام. پروس حماقت است من اولین فرد در تاریخ ادبیات خواهد بود که بگویم با صدای بلند می گویم، @ من آن را دریافت نمی کنم و من از آن مراقبت نمی کنم @ از بخش هایی از آن لذت بردم ولی من ...

مشاهده لینک اصلی
بار دوم خواندن، این بار پس از خواب در Wake. من به اندازه کافی خوش شانس بودم که با توجه به کار من در کار و کار بسیار کمی انجام دادم، که حداقل 2 یا 3 ساعت اضافی از خواندن روز را مجاز می داشت ... من هر حرف لعنتی را تحسین می کردم. بمبی با خونسردی خونریزی-بولاکینگ یک کتاب. یک قیام ضد استعماری، یک قهرمان @ شما @ به انگلستان و سنت ادبی انگلیسی. من معتقد هستم که یکی از عواملی که تعیین می کند که آیا دوست عزیز جیمز کلاسیک قدیمی را دوست دارد یا نه، این است که آیا نامه زیر را برای نورا نوشتار زیبا، ملایم و زیبا پر از عشق و شادی و بقیه (بدون در نظر گرفتن از هر گونه مسائل معاصر سیاست های جنسیتی ممکن است داشته باشد). من می خواهم، برای محافظت از سرخ شدن شما، آن را در برچسب های spoiler قرار دهید: (مشاهده اسپویلر) [به NORA دوبلین 2 دسامبر 1909 â € |â € |â € |â € |â € |â € |â € |â € |â € | € |. عشق من برای شما اجازه می دهد تا به روح زیبایی و حساسیت ابدی دعا کنید که در چشمان شما آشکار شده یا زیر آن در زیر آن قرار گرفته و در آن شکم صاف قرار گرفته است و شما را پشت سر می گذارم، مانند یک گربه سوار گاو، و عرق که از الاغ شما بالا میآید، شکوه و جلال در شکل باز از لباس های بالا و لباس های سفید سفید و در سردرگمی از گونه های شلووده و مو درهم و برهم است. این اجازه می دهد من به اشک دل شکسته و عشق در برخی از واژه های کوچک، به لرزاندن با عشق به شما در صدای برخی از وتر یا موسیقی از موسیقی و یا سر و گله های دروغ گفتن با شما احساس انگشتان دست و پا زدن ballocks من و یا گیر بالا در من پشت و لب های گرم خود را مکیدن خروس من در حالی که سر من در میان ران چربی خود را wedged، دست من clutching بالش های دور از ادم بیکار و زبان من لیس زدن به طرز وحشیانه از رتبه خود را قرمز کس. من تقریبا به شنیدن صدای آواز خواندن یا شنیدن صدای شما، اشتیاق، غم و اندوه و رمز و راز زندگی را به شما آموختم، و در عین حال به شما یاد دادم که علامت های کثیف را با من بگذارید و لب های و زبان من را تحریک کنید با لمس های ناخوشایند و سر و صدا، و حتی در حضور من، عمل شرم آور و کثیف بدن است. شما روزی را که لباس های خود را می کشید به یاد می آورید و اجازه دهید من زیر شما را در حالی که این کار را می کنید نگاه می کنید؟ سپس برای دیدن چشم هایم شرمنده شدم. شما من هستی عزیزم من! دوستت دارم. همه چیزهایی که من در بالا نوشته ام فقط یک لحظه یا دو جنون بی رحمانه است. آخرین قطره بذر تا قبل از اینکه بیش از حد کامل شود، به شما ختم می شود و عشق واقعی من به شما، عشق آیه های من، عشق چشمان من به چشمان عجیب و غریب خوابیده، بر روح من مانند باد از ادویه ها . زخم من هنوز هم داغ و سفت و محکم از آخرین راننده وحشیانه آن را به شما داده است زمانی که یک سرود ضعیف شنیده می شود افزایش در مناقصه ننگ زدن پرستش از شما از غفلت از قلب من. نورا عزیزم، عزیزم وفادار، دختر مدرن سیاه پوست من، فاحشه من، معشوقه من، به همان اندازه که دوست دارید (معشوقه کوچک من، فاحشه لعنتی کوچک من!) شما همیشه گل وحشی زیبا و منحصر به فرد خود را از حجاب، تاریکی من گل قرمز رنگ باران. JIM (به عنوان خوانده شده Paget Brewster دوست داشتنی در اینجا https://youtu.be/WN50t8khXMI (پنهان کردن اسپویلر)] عاشق صادقانه، باز، بی انصافی انزال (pun intended) از این نامه ها. من عاشق این واقعیت است که آنها با مشتاقانه با وجود اینکه به وضوح تنها با یک دست نوشته می شود ... و نباید فراموش کرد که Bloomsday روز نورا و جیمز برای اولین بار به Ringsend است، که در آن شب او ... خدایا من شخصا قدیمی خود را نقل قول خود را نقل قول نقل قول از آن: @ من اولین کسی بود که شما را به مدت طولانی در Ringsend دست زده بود. این شما بود که دست خود را پایین درون شلوار من کشید و پیراهن من را به آرامی کنار گذاشت و با انگشتان دست و پا زدن من را لمس کرد و به تدریج آن را تمام چربی و سفتی آن به دست شما بود و به آرامی به طرف من حرکت می کرد تا زمانی که از انگشتانم بیرون بیفتم، تمام وقت خم شدم و به چشم های آرامش نگاه کردم. @ چه عاشق دیگری تا به حال چنین تقدیری دریافت کرده است ، هدیه، به عنوان نورا؟ البته، این نظریه پردازان جنس که به ما می گویند انسان با مایع منی و زن با شیر می نویسد، طنز طنزانه ای را در چنین مبدلی برای چنین متن متکلم اتانیستی پیدا می کند. اما برای من این کتاب در مورد دیگر، همه چیز در مورد ما است، هیچ چیز نارسیسیستی و یا خود جذب در مورد آن وجود دارد ... بدن و عملکردهای طبیعی آن نمی تواند ناخوشایند، غیر اخلاقی و یا فریبنده باشد. گرسنگی صبحگاهی شبیه چیزی است که باید به وضوح، دوستانه و بدون چشمک زدن نگاه کند. @ realism @ هدف ما میل جنسی ما، چشمک های کوتاه ما از تفکر اجتماعی نامناسب (نگاه ناخواسته در یک شکاف گذرا) نمی تواند نادیده گرفته شود. و چه کسی می تواند این حقیقت را به ما نشان دهد؟ بلوم یهودی ایرلندی است که مرد نابخشودنی است (آنهایی که بسیار اندک اندک از نظر جنسی، جنسیت در Circe)، بلوم فمینیست (چند مرد دیگر همسرانشان را در بستر خود در صبح روزهای تعطیلات خود می کردند ؟)، انتقاد از Patriarchy، استعمار، بلوم Subaltern سخنرانی ... آیا در هر ادبیات شخصیت بهتر، ثروتمندتر و عمیق تر وجود دارد ...

مشاهده لینک اصلی
من نمی خواهم به شما پاسخ فکری خودم را به این کار هیجان انگیز نشان دهم، اما شاید بتوانم به صورت آزمایشی تلاش کنم تا پاسخ احساسی خود را به صدا در آورم. انتظار داشتم از این کتاب نفرت داشته باشم، واقعا واقعا انجام دادم. از آنچه که از آن شنیدم، فکر کردم آن را متکبر، احمقانه و اتلاف وقت هرکسی. چیزی که در مورد یک اثر بسیار در مورد سبک است چیست؟ که دزد و تقلید می کند؟ به نقطه ای که همه چیز در مقیاس و پیچیدگی غرق می شود، و همه شما می توانید انجام دهید، خداحافظی به مردان، زنان و کودکان است و خودتان را نجات دهید. برای 200 تا 300 صفحه اول من برای ممانعت از مفهوم من نگرش زیادی نداشتم، اما این زمان من ارزش نداشت، اما تقریبا به طور ناگهانی، من انجام دادم. اگرچه من کاملا مطمئن نیستم آنچه را یافتم. اکنون این را قبول میکنم: یک خواننده گرانقدر خوب نیست، فقط من نیستم. من آنجا نشسته ام، مداد بر روی کاغذ نوشتم، خواندن و سپس در صفحه خیره شدم و فکر می کنم «باید چیزی را یادداشت کنم، اما من هرگز نمی توانم آن را ببینم. بنابراین من خلاصه و تجزیه و تحلیل هر فصل در مقابل من را در حالی که من آن را بخوانم، چرا که پس از آن می دانید چه قابل توجه است، چه چیزی باید به دنبال، چه در سکته مغزی مداد منظم دایره. من خیلی از آن را به خاطر نمی آورم، تا صادق باشم من نمیتوانم هر گونه دیداری در مورد شکل یا سبک و یا هر چیز جالب در همه ارائه دهد. به استثنای شاید این: هر زمان که من از این کتاب در حال حاضر فکر می کنم، Iâ € ™ م پر از حساسیت. من نمی توانم از توضیحات دیگری که از این خواندن فکر می کنم فکر کنم. Ulysses یک دودکش کامل در دنیایی است که همانند خودمان است و در عین حال جهانی که در زمان معین به حالت تعلیق در می آید، روزی است که بی نهایت با ما موازی است، اما همیشه جدا، دیگر. من غرق شدم و خودم را از دست دادم، و هنگامی که من ظهور کردم، پیروز شدم، در انتهای دیگر، من تا به حال در آب صرف کرده بودم، هنوز می توانستم آرامش کامل سکوت را به یاد آورم. ممکن است دقیق تر باشد توصیف خواندن آن را به عنوان راه رفتن طولانی راهرو طولانی، با صدها و صدها درب. بعضی از آنها گسترده هستند، برخی بسته هستند، بعضی ها آجار هستند. شما می توانید وقت و باز کردن و جستجو در هر درب و هر اتاق، و یا شما می توانید تنها برخی از باز، و یا مانند من، شما می توانید راهرو راه رفتن و نگاه به کسانی که آجار، تنها تلاش برخی از دیگر، کنجکاو برای رسیدن به پایان. و پس از آن، آن بود، پایان، با ذهن دمیدن آخرین فصل. بستن کتاب من راحت شدم و راضی شدم من می دانستم که آن را فریاد زده اند، اما درک درستی از این داستان به من رسیده است. با این حال، من شگفت زده شدم که احساسات بسیار کمی نسبت به هر شخصیت داشتم، آنها منحصر به فرد و پرطرفدار بودند، به یاد ماندنی، اما به صورت جداگانه. جیمز جویس از راه خود از راه خود بیرون می آید تا آنها را انسان بسازد تا صدای هر رفتار کوچک و کثیف انسان را که می خواهیم پنهان نگه داریم، به صدا بزنیم. او همه چیز را روی صفحه نمایش لمس می کند و این کار را به گونه ای انجام می دهد که نمی تواند نادیده گرفته شود، اما باید مورد توجه قرار گیرد. هرچند ممکن است بخواهید از این کتاب نفرت داشته باشید (و من واقعا می خواستم)، واقعا نمی توانستم این شاهکار را نادیده بگیرم. در نهایت من به جای جیمز جویس و اویلسس به طور کلی احساس خشنودی کرد. من هنوز برای کاراکترهای خودم اهمیتی ندارم، اما برای آنها بسیار مهم است زیرا آنها به Ulysses، کل، هر یک از دیگر و «نقشه Master» اتصال متصل هستند. من برای آنها اهمیت می دهم، نه به عنوان افراد سالم، بلکه به عنوان ابزار، به عنوان وسیله ای برای پایان سبک. آنها گستره وسیعی از این کار را انجام می دهند، می توانید آنها را با کلمات و جملات، در پارودی ها و جوک ها، در زبان، شکست و آنها را تغییر دهید و در عین حال آنها را از طریق همه ی آن ها، موضوع Ariadne را شناسایی کنید. پاسخ عاطفی من به این کتاب چیزی کاملا متفاوت از چیزی است که من انتظار داشتم. اولیس چیزهای زیادی است و من آنها را در ذهنم قرار می دهم، اما من، ضعیف، انسانی، واقعی، جویس نیستم و نه از زبان؛ و من فقط این کلمات را ندارم. من یک روز در دوبلین صرف کردم، که نه تنها مردم، بلکه مکان ها، چیزها، نمادها، به خودشان تبدیل شده است. هر کجا که همه چیز، هر کلمه، درب را به جایی جدید یا قدیمی باز کرد و من تغییر یافتم. من زبان را بلعیدم و از شک و تردید بیرون رفتم و از احترام، تحسین، و حساسیت که ممکن است برای عشق اشتباه (و شاید آن را) اشتباه بگیرم، رفتم. من در ساحل شستشو می دهم، آخرین درب را باز می کنم و دور می شوم. فردا دوباره خواهم رفت و قلم فکری ام را خواهم کشید، اما این بار فقط توانستم قلبم و نیمه مغزم را از طریق راهرو یلیسس بکشم. باید انجام شود

مشاهده لینک اصلی
این نه بهترین زمانها و نه بدترین زمانها بود. 16 ژوئن 1904. فقط یک روز عادی دیگر زمانی که دوبلینهای معمولی در مورد زندگی روزمره زندگی میکردند. فقط یک روز دیگر وقتی که بلوم، احساس غم و اندوه همیشه در گوشه نشسته است، در حالی که به هر یک از چگونگی پاسخ دادن با مودب، من خوب است. فقط یک روز دیگر زمانی که استفان ادامه مسیر رانندگی را در حالی که غم و اندوه مرگ والدین بیش از او به سر می برد. یک روز که شاهد تولد و مرگ است. عاشقانه و خیانت. بی تفاوتی و خصومت. ترس و شجاعت. نوشیدن و شاد کردن و نوشیدن در ناامیدی. بحث های فکری و جوک های خام. و خیلی بیشتر برای اینکه قطعاتی از چندین زندگی عادی نتوانستند با هم به یک کالیسوپاپ بپردازند که اگر به اندازه کافی بلند و گسترده به نظر برسید، به دنبال چهره های مختلف زندگی خواهید بود. چرا باید یک طنز قهرمان ترسناک برای اینکه یک داستان ارزشمند باشه، وقتی یک شخصیت هر دو کمی از یک قهرمان و کمی عصبانی در خود داشته باشد، وجود دارد. 16 ژوئن 1904. با تشکر از جویس، این روز عادی از زمان به دست آوردن موقعیت خاص و به طور قانونی است. من کسی نیستم که چنین چیزی را به عنوان چیزی که باید بخوانم باور کنم. اما قبل از خواندن اویلسس، من واقعا نمی دانستم که چه چیزی از دست رفته ام. من نمی توانم شمار زیادی از کتاب هایی را که می توانم با تجربه ی خواندن یلیسس مطابقت کنم، بیابم. جویس زبان انگلیسی را در قالب هایی که امکان پذیر نبود تصور نمی کند. به وضوح روشن می شود که چرا اولیس موقعیت و اعتبار آن را در ادبیات انگلیسی دارد. اما بیشتر از جایگاه نفوذ، چه چیزی باعث می شود خواندن اویلسزها این است که این چنین انفجاری را بخواند. غالبا غنی و پاداش دهنده است. این کتاب تقریبا شگفت آور است که چگونه این کتاب قابل خواندن و حتی غیر قابل تعویض است و اینکه چقدر پر از آن است که علیرغم مشکلی که در آن وجود دارد. حتی لحظاتی که زبان به نظر میرسد شما را از فاصله دور نگه دارد، می تواند شما را به شیوه های غیر منتظره حرکت دهد. راه جویس خواننده را در ذهن شخصیت ها قرار می دهد، به آنها می آموزد که آنها را نسبت به هر نوع توصیفی بیشتر آشنا کند. در اینجا چند نوشتن بسیار جذاب وجود دارد. اولیس به شما گفتگو سنگین و خسته کننده مغز، و همچنین طنز کودکانه و همه چیز در میان دیگران را می دهد. و مقدار زیادی از آن برای من گذاشته شده است تا از یادآوری دوباره بر روی زمین بیرون بیاید ... و آن را دوباره خواهم نوشت .... بله بله. _______________________ لینک پاداش: Ulysses Seen

مشاهده لینک اصلی
من اولیس را خیلی دوست داشتم که من آن را ناراحت کردم. متاسفم که اگر من بخواهم جویس را بیشتر بخوانم، باید فینگان وایک را بخوانم، و به احتمال زیاد به زودی به زودی اتفاق نخواهد افتاد. از آنجا که خواندن یک پرتره از هنرمند را به عنوان یک مرد جوان در سال های دبیرستان، من در مورد این کتاب کنجکاو هستم. معلم من در مورد سفر لئوپولد بلوم از طریق یک روز در دوبلین به عنوان موازی با سفر Odysseus به ایتکا ادامه داد، چگونه یک نوار صابون در جیب بلوم سفر خود را به آینه بلوم به نظر میرسد که ارزیابی های عادلانه ای است که به نظر می رسد هر دوی اینها دشوار است و کمی دیوانه ای است که اکنون می توانم آن را بخوانم. کتاب ها درباره یلیسس و نیز برخی از بررسی های عالی در مورد Goodreads نوشته شده است و نمی خواهم به طور جامع آن را مرور کنم. در عوض من می خواهم در مورد یک زن و شوهر از چیزهایی که من در مورد آن را شگفت زده صحبت کنید. اولیس به خاطر جریان هوشی خود شناخته شده است (گرچه این تنها یکی از سبک های بسیاری است که جویس استخدام می کند). در ابتدا این شیوه تصادفی و هرج و مرج است که تعجب آور نیست، با توجه به این که تصادفی بودن خاصی برای میلیون ها محرک وجود دارد که ما طی یک روز از آن پردازش می کنیم و فکر می کنیم. با این حال، پیشرفت رمان، واضح است که تقریبا هیچ چیز واقعا تصادفی نیست. همه چیز از سفر بلوم، به چیزهایی که او می بیند و در نظر می گیرد، به صابون سرگردان بسیار ساختار یافته است. شخصیت های بیشتر افکار جزئی، حتی زمانی که فقط جزئیات کوچکی هستند که در قطعه ای از جملات متوجه شده اند و رد شده اند (به عنوان مثال در بخش Lestrygonians بلوم که چیزهای مربوط به غذا را در همه جا در نظر می گیرد)، همه مربوط به کل هستند. شما می توانید تجزیه و تحلیل مورد تایید جویس را از بسیاری از مکان های چاپ شده و در ویکی پدیا پیدا کنید که نماد، هنر، رنگ و غیره را برای هر فصل مشخص می کند، اما این چیزی نیست که من در مورد ساختار علاقه مند به آن هستم. تفسیر نمادین برای لذت بردن از رمان برای من بسیار مفید است. چیزی که من دیدم بیشتر قابل توجه است این است که سازمان در حال حاضر به سطح قطعه های جمله است که در حال بازگشت مانند ملودی های کوچک است که در ابتدا عجیب و غریب، اما پس از تکرار مکرر شروع به معقول و حتی کمک به لنگر پروس. در فصل آیرنز، این به ویژه آشکار است. صفحات اول چندان غم انگیز از ایده ها هستند تا زمانی که متوجه شوید که عباراتی از فصل آمده اند و بعضی از این عبارات (مثلا \"برنز توسط طلا\") دوباره در رمان ظاهر می شود. جویس خواننده را در یک دنیای عجیب و غریب قرار می دهد که در آن زمان بسیار کمی حس می کند، اما در این رمان عظیم و پیچیده من احساس کردم که همه چیز به صورت عمدی وجود دارد. ساختار چیزها را از رفتن به هویور دور نگه می دارد، و رمان را ساده تر و راحت تر خواندن ادامه می دهد. چیز دیگری که انتظار نداشتم چقدر خنده دار بود این کتاب بود. من حتی \"الیسس\" خنده دار بودم، و احساس کردم کمی بهتر است، زمانی که متوجه شدم که جویس به \"عزرا پوند\" نوشت و شکایت کرد که منتقدان آرزو می کنند که منتقدان گفته اند که \"خنده دار\" چطور بود. منتقدان بسیاری از چیزهای دیگر را به بحث در مورد، احتمالا، و یا شاید جویس ironic بود، اما به هر حال، من فکر کردم که بخش هایی از آن خنده دار بود. تظاهرات و ظرافتهای او از سبک مقدس از کتاب مقدس به اصطلاح قانونی و علمی به دیکنز تا نمایشگاه کاتیشی، مرده است. اینها بدون ضرب و شتم از دست رفتند. او بارها و بارها این سبکها را با فهرست های فیلسوفانه خود، با توصیف سبک انسان شناختی خود از یک ساکن دابلین، که در انتهای بالگردهای بالبیگگان با رنگین کمان بنفش رنگ شده بود، متصل می کند. . . از کمربند خود، یک ردیف از دهانه های دریایی را که در هر حرکتی از قاب عریض خود آویزان بود، آویزان کرد و در این اثر هنری بی رحمانه اما قابل توجه بود که تصاویر قبیله ای از بسیاری از قهرمانان و قهرمانان عتیقه ایرلندی و همچنین تصاویری از حداقل پنجاه نفر دیگر، از دانته آلیجییری تا کریستف کلمب به لیدی گویدوا به مردی که در بانک مونت کارلو را شکست داد. چرا جویس این کارها را انجام نمی دهد همیشه روشن است، اما هنگامی که من روح آن را گرفتم، بسیار سرگرم کننده بود. یکی از قسمت های جالب تر فصل فصل Nausicaa است، از نقطه نظر 17 ساله Gerty MacDowell در سبک یک رمان یا مجله عاشقانه ویکتوریا، اما با افکار کمتر قابل تحسین Gerty از زمان به زمان نفوذ می کند. در طول فصل، ترانه های جرمی زمین بیشتر با داستان روایت ویکتوریایی رقابت می کنند. درخشندگی موهای صورت [گرتی] تقریبا معنوی بود، در حالی که خالص عاج آن بود، در حالی که دهان گل رز آن کومه واقعی بود کمان، یونانی کامل است. دستانش از آلاباستر ریز ریز شده با انگشتان سفت بود و به عنوان سفید به عنوان آب لیمو و ملکه پماد ها می توانستند آنها را بپوشند، هرچند که درست نیست که او لباس های مردانه را در رختخواب بپوشاند و یا دستمال شانه شیر بگیرد. Bertha Supple گفت که یک بار به Edi Boardman، یک دروغ عمدی، زمانی که او در دزدان دریایی کشیده شده با Gerty سیاه و سفید (دختران chums بود البته کمی از زمان به زمان مانند بقیه mortals بود) و او به او گفت: N .. .

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اولیس جویس


 کتاب رنگین کمان
 کتاب زن های عاشق
 کتاب راه آخرت (راهی که همه می روند)
 کتاب پیرامون اسارت بشری
 کتاب مدار راس السرطان
 کتاب پسرها و عاشق ها